خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این شعر، شاعر از عشق و فراق سخن میگوید. با وجود گذشت زمان و رنجهای هجران، خاطره و تصویر معشوق از دل او بیرون نرفته است. دلش خون شده، ولی اشتیاق دیدار باقی است و زنگار هجران نتوانسته عکس جمال معشوق را از آینه دل پاک کند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
رباعی ۸ - سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت
سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت
خون گشت دل و شوق وصال تو نرفت ۱
هر چند ز هجران تو زنگار گرفت
ز آینهٔ دل عکس جمال تو نرفت ۲
خون گشت دل و شوق وصال تو نرفت ۱
هر چند ز هجران تو زنگار گرفت
ز آینهٔ دل عکس جمال تو نرفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷ - تا چند ز آب و نان سخن خواهی گفت
گوهر بعدی:رباعی ۹ - تن را بگذار تا شوم من جانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.