احمد شاملو : شکفتن در مه
نامه
بدان زمان که شود تیره روزگار، پدر!
سعیدا : قصاید
شماره ۶ - آن که خوانی نام او نفس بهیم
آن که خوانی نام او نفس بهیم
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۹۰۷ - ای لاله زار آتش روی تو آب روی
ای لاله زار آتش روی تو آب روی
بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۴۵ - شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا می آمدی
شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا می آمدی
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۲۲ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ... الآیة... فرمان خداوند عالم است، خداوندى
قوله تعالى: قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ... الآیة... فرمان خداوند عالم است، خداوندى سازنده، نوازنده داننده دارنده، بخشنده پوشنده، دلگشاى، رهنماى، سر آراى، مهر افزاى، غالب فضل، ظاهر بذل، سابق مهر، دائم ستر، خداوند جهان، داناى آشکارا و نهان، دایم بثناى خود، قائم بسزاى خود، نه افزود و نه کاست، همه آن بود که وى خواست، فرمان داد بمؤمنان فرمانى لازم و حکمى واجب وصیّتى بسزا، و به حق پیدا، بزبان کرم با خیر الامم، که قُولُوا گوئید رهیکان من، بندگان من، و چون گوئید از من گوئید، و چون خوانید مرا خوانید، همه حدیث من کنید، عهد من در جان گیرید، ایمان بمن آرید، مهر من در دل دارید، سخن من گوئید، که من نیز در ازل حدیث شما کردم، سخن شما گفتم، عطر دوستى شما سرشتم، رحمت خود را از بهر شما نبشتم.
عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۵ - جان، محو شد و به هیچ رویت نشناخت
جان، محو شد و به هیچ رویت نشناخت
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۳۶ - به یکی از نزدیکان نگاشته
نور چشم مکرم ندانستم درباب خطاب جناب ولی النعم چه کردی، رای سرکار خان بر چه قرار گرفت، رفتند یا هستند میروی یا می مانی. بندگان معزی الله را به شما وثوقی تمام است. هر روز به سنت بخشعلی بیک بر آستانی خفتن و از پی کاروان رفتن شرط کفایت و کاردانی نیست. خالی از تردید و تامل همراهی کن، عذر و کید و زرق و شید حواشی و خدم را فواضل اطمینان سرکار خان رفع خواهد کرد. مهما امکن ساعی باش مالش را نبرند و نخورند. خود هم از طریق راستی منحرف مشو، خطرات خلاف و خیانت را از نفس خطا فرما باز پرداز، بیش از این حاجت اطناب نیست، بیت:
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۱ - چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟
چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۷۴ - ای یار بکس وفا نکرده
ای یار بکس وفا نکرده
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۰۱ - بی‌یاری تو دل بسوی یار نشد
بی‌یاری تو دل بسوی یار نشد
انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ - مدح خاقان اعظم رکن‌الدین قلج طفغاج خان
ای ترا گشته مسخر حشم دیو و پری
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۲ - صدبار به بوسه آزمودم پارت
صدبار به بوسه آزمودم پارت
ادیب الممالک : فرهنگ پارسی
شمارهٔ ۱۳ - تقسیم طبقات رعیت به فرموده مه آباد
کسان به دور مه آباد چاربخش شدند
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۴ - از درد فراقت ای به لب شکر ناب
از درد فراقت ای به لب شکر ناب
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۵ - می کند گرم طلب شعله آواز مرا
می کند گرم طلب شعله آواز مرا
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۲۹۷ - جرعه مده، که وقت شد اشتر من که عف کند
جرعه مده، که وقت شد اشتر من که عف کند
فردوسی : آغاز کتاب
بخش ۴ - گفتار اندر آفرینش مردم
چو زین بگذری مردم آمد پدید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۲۸ - آن کس که داد پیوند با کاه کهربا را
آن کس که داد پیوند با کاه کهربا را
فروغی بسطامی : تضمین‌ها
شماره ۱۶ - ای خامهٔ مشک افشان چون نامه نگار آیی
ای خامهٔ مشک افشان چون نامه نگار آیی
عبید زاکانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری
دولت قرین دولت صاحبقران ماست