واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۶ - خانه تن، چو بسیل اجل از هم ریزد
خانه تن، چو بسیل اجل از هم ریزد
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۳۵ - زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت
زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۲۰ - نه اکنون مست نازت ای بت نامهربان دیدم
نه اکنون مست نازت ای بت نامهربان دیدم
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۶۱ - در هیچ دلی عشق تو مأوا نکند
در هیچ دلی عشق تو مأوا نکند
سهراب سپهری : حجم سبز
در گلستانه
دشت‌هایی چه فراخ!
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۳ - جواب خضر موسی را علیه السلام که چون ملاقات من مقدور تو شد اکنون باز گرد و پیش امت خود رو که خیرا لزیارة لحظة
گفت ای موسی کلیم بدان
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۹۳ - سنبلت را صبا بر گل مشوش می‌کند
سنبلت را صبا بر گل مشوش می‌کند
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۹۳ - خداوندا بده عمری درازم
خداوندا بده عمری درازم
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۵ - در بیان امر فرمودن حقتعالی فرشتگان را که آدم را سجود کنند که و اذقلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین و سجده کردن فرشتگان و اعراض ابلیس که من جز تو خدا را نمی‌پرستم و سجود نمیکنم و جواب حق تعالی ابلیس را که خداوندگار تو آنگاه باشم که امر مرا بشنوی و بجا کرده آری چنانکه عقل را آفریدم و امر کردم امر را بجا آورد و از آن ابا نکرد که ان الله لما خلق العقل قال له اقعد فقعد ثم قال له قم فقام ثم قال له اقبل فاقبل ثم قال له ادبر قادبر ثم قال له تکلم فتکلم ثم قال انصت فانصت ثم قال له انظر فنظر ثم قال له انصرف فانصرف ثم قال له افهم ففهم ثم قال له بعزتی و جلالی(و عظمتی) و کبریائی و استوائی علی عرشی ماخلقت خلقاً اکرم علی منک و لا احب الی منک بک اعرف و بک اعبد
نشنیدی حکایت ابلیس
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۸ - رجوع ولد بقونیه در رکاب شمس الدین
بازگشت از دمشق جانب روم
ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - معالجه حب مدح و ثناء و کراهت بدنامی
چون دانستی که حب مدح، و کراهت ذم از جمله مهلکات و رذایل صفات است، پس باید دامت همت بر میان زده و در صدد معالجه آن برآیی پیش از آنکه امر از دستت بیرون رود.
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۶ - استشهاد آوردن حکایت سلطان محمود که امیرانش از حسد میگفتند که چرا پیش سلطان ایاز از ما مقرب تر باشد و دریافتن سلطان ضمیر ایشان و بشکستن گوهر شب افروزشان امتحان کردن و ناشکستن ایشان گوهر را و تحسین کردن پادشاه و عاقبت بدست ایاز رسیدن و شکستن ایاز آن گوهر شب افروز را
همچنین بود قصۀ محمود
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۷۴ - جواب دادن آتبین کوش را و تمثیل نهنگ
بدو گفت کای دیو چهره به رنگ
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۸۳ - عشق را جز عشق لایق هست نیست
عشق را جز عشق لایق هست نیست
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۳۳ - توانایی چه جویی، خستگی به
توانایی چه جویی، خستگی به
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۳۲ - اینچنین تند که آن قلب شکن می آید
اینچنین تند که آن قلب شکن می آید
سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۵۰ - رباعی
ماییم کله چو لاله بر خاک زده
انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ - مدح یکی از اقوام پادشاه کند
ای به نیک اختر شده هم سلف سلطان جهان
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۸۵ - دل قمری سرو قد رعنای محمد
دل قمری سرو قد رعنای محمد
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۵۰ - صوفیی علم لغت میکرد بحث
صوفیی علم لغت میکرد بحث