خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر از بی‌توجهی معشوق شکایت کرده و احساس درد و دل‌شکستگی خود را بیان می‌کند. او از این که معشوق با وجود همه محبت‌هایش از او دوری کرده، اظهار تأسف می‌کند و در نهایت، تسلیم سرنوشت شده و رضایت می‌دهد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.

مشاهده کامل

غزل ۳۱ - چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟

چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟
نشنوی زاری ما، وه! چه شنیدی از ما؟ ۱

آخر، ای آهوی مشکین، چه خطا رفت که تو
با همه انس گرفتی و رمیدی از ما؟ ۲

حیف باشد که چو گل بر کف هر خار نهی
دامنی را، که به صد ناز کشیدی از ما ۳

کام جان راست به بازار غمت صد تلخی
که به یک عشوه‌ی شیرین نخریدی از ما ۴

بود مقصود تو آزردن ما، شکر خدا
که به مقصود دل خویش رسیدی از ما ۵

اینک این جان ستم دیده که می‌خواست دلت
اینک آن دل که به جان می‌طلبیدی از ما ۶

ما به مهرت، چو هلالی، دل و جان را بستیم
تو به شمشیر جفا مهر بریدی از ما ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰ - به نام ایزد، میان مردمان آن تندخو با ما
گوهر بعدی:غزل ۳۲ - نمی توان به جفا قطع دوستداری ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.