خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق و وفاداری شاعر به معشوق است، با وجود جفا و بیاعتنایی از سوی او. شاعر از رنجها و گریههایش میگوید و امیدوار است که این عشق پایدار بماند. همچنین، او به مقایسه خود با دیگران پرداخته و از خواری در برابر معشوق سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند جفا و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۳۲ - نمی توان به جفا قطع دوستداری ما
نمیتوان به جفا قطع دوستداری ما
که از جفای تو بیش است با تو یاری ما ۱
بسی چو ابر بهاران گریستیم و هنوز
گلی نرست ز باغ امیدواری ما ۲
به چشم چون تو عزیزی شدیم خوار ولی
ز عزت دگران بهترست خواری ما ۳
غبار کوی تو ما را ز چهره دور مباد
که با تو میکند اظهار خاکساری ما ۴
ز حال زار هلالی شبی که یاد کنم
فلک به ناله درآید ز آه و زاری ما ۵
که از جفای تو بیش است با تو یاری ما ۱
بسی چو ابر بهاران گریستیم و هنوز
گلی نرست ز باغ امیدواری ما ۲
به چشم چون تو عزیزی شدیم خوار ولی
ز عزت دگران بهترست خواری ما ۳
غبار کوی تو ما را ز چهره دور مباد
که با تو میکند اظهار خاکساری ما ۴
ز حال زار هلالی شبی که یاد کنم
فلک به ناله درآید ز آه و زاری ما ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱ - چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟
گوهر بعدی:غزل ۳۳ - من و بیداری شب ها و شب تا روز یارب ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.