خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از هلالی جغتایی بیانگر دردها و رنج‌های عاشقانه، شب‌بیداری‌ها، دعاها و نفرین‌های عاشق است. شاعر از هجران و فراق شکایت می‌کند و آرزو می‌کند که جانش را بر خاک مشتاقان بگذارد. همچنین، اشاره‌ای به درس عشق و تفاوت بین مذهب و مشرب رندان دارد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، رنج‌های روحی و اشارات عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۳ - من و بیداری شب ها و شب تا روز یارب ها

من و بیداری شب ها و شب تا روز یارب ها
نبیند هیچ کس در خواب، یارب! این چنین شب ها ۱

گشادی تا لب شیرین به دشنام دعا گویان
دعا می گویم و دشنام می خواهم از آن لب ها ۲

خدا را! جان من، بر خاک مشتاقان گذاری کن
که در خاک از تمنای تو شد فرسوده قالب ها ۳

سیه روزان هجران را چه حاصل بی تو از خوبان؟
که روز تیره را خورشید می باید، نه کوکب ها ۴

معلم، غالبا، امروز درس عشق می گوید
که در فریاد می بینیم طفلان را به مکتب ها ۵

شود گر اهل مذهب را خبر از مشرب رندان
بگردانند مذهب ها، بیاموزند مشرب ها ۶

هلالی، با قد چون حلقه، باشد خاک میدانت
کسی نشناسد او را از نشان نعل مرکب ها ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲ - نمی توان به جفا قطع دوستداری ما
گوهر بعدی:غزل ۳۴ - من همچو گلزار ارم، گل گل تو را رخسارها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.