حافظ : غزلیات
غزل ۲۹۷ - زبان خامه ندارد سر بیان فراق
زبان خامه ندارد سر بیان فراق صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۴۸ - در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
در جهان کس می عشرت نتوانست کشید حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۵۹ - هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفت
هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفت عطار نیشابوری : بخش نوزدهم
المقالة التاسعة عشره
سالک آمد پیش کوه گوهری قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش و توحید خدای تعالی و درموعظت و نصیحت و مدح قطب الدین ابومنصور مظفربن اردشیر واعظ مروزی معروف به امیر عبادی گوید
مدبری ملکی بر جهان جهانبان است سهراب سپهری : شرق اندوه
و چه تنها
ای درخور اوج ! آواز تو در کوه سحر، و گیاهی به نماز. ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۳۳ - آمدن سلطان مسعود به بلخ
و هم درین راه بمرو الرّود خواجه حسن، ادام اللّه سلامته، کدخدای امیر محمّد بدرگاه رسید و از گوزگانان میآمد و خزانه بقلعت شادیاخ نهاده بود بحکم فرمان امیر مسعود و بمعتمد او سپرده تا به غزنین برده آید، و درین باب تقرّبی و خدمتی نیکو کرده؛ چون پیش آمد با نثاری تمام و هدیهیی بافراط و رسم خدمت را بجای آورد، امیر وی را بنواخت و نیکویی گفت و براستی و امانت بستود. و همه ارکان و اعیان دولت او را بپسندیدند بدان راستی و امانت و خدمت که کرد در معنی آن خزانه بزرگ که چون دانست که کار خداوندش ببود، دل در آن مال نبست و خویشتن را بدست شیطان نداد و راه راست و حق گرفت که مرد با خرد تمام بود گرم و سرد چشیده و کتب خوانده و عواقب را بدانسته، تا لاجرم جاهش بر جای بماند. فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
تا لب ایوان شما
نرسد دست تمنا چون به دامان شما اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۹۶ - با دل به هرزه دست و گریبان چرا شویم
با دل به هرزه دست و گریبان چرا شویم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۴۱ - اندیشه نبود عشق را از موجه شمشیرها
اندیشه نبود عشق را از موجه شمشیرها فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۹۹ - نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ
نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۶۴ - سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش
سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش عطار نیشابوری : بخش بیستم
(۹) حکایت شعیب علیه السلام
شُعَیب از شوقِ حق ده سال بگریست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۹۳ - از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت
از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت احمد شاملو : لحظهها و همیشه
شبانه
به گوهرِ مراد باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۳۵ - دل عاشق به پیغامی بسازد
دل عاشق به پیغامی بسازد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۴۷ - مستی حسن، هم از ساغر سرشار خودست
مستی حسن، هم از ساغر سرشار خودست عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۹۳ - منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم
منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۶۲ - صنم عشق تو همچون نار نمرود
صنم عشق تو همچون نار نمرود امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۶۳ - رنگی از حسن تو در روی گل است
رنگی از حسن تو در روی گل است
غزل ۲۹۷ - زبان خامه ندارد سر بیان فراق
زبان خامه ندارد سر بیان فراق صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۴۸ - در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
در جهان کس می عشرت نتوانست کشید حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۵۹ - هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفت
هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفت عطار نیشابوری : بخش نوزدهم
المقالة التاسعة عشره
سالک آمد پیش کوه گوهری قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش و توحید خدای تعالی و درموعظت و نصیحت و مدح قطب الدین ابومنصور مظفربن اردشیر واعظ مروزی معروف به امیر عبادی گوید
مدبری ملکی بر جهان جهانبان است سهراب سپهری : شرق اندوه
و چه تنها
ای درخور اوج ! آواز تو در کوه سحر، و گیاهی به نماز. ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۳۳ - آمدن سلطان مسعود به بلخ
و هم درین راه بمرو الرّود خواجه حسن، ادام اللّه سلامته، کدخدای امیر محمّد بدرگاه رسید و از گوزگانان میآمد و خزانه بقلعت شادیاخ نهاده بود بحکم فرمان امیر مسعود و بمعتمد او سپرده تا به غزنین برده آید، و درین باب تقرّبی و خدمتی نیکو کرده؛ چون پیش آمد با نثاری تمام و هدیهیی بافراط و رسم خدمت را بجای آورد، امیر وی را بنواخت و نیکویی گفت و براستی و امانت بستود. و همه ارکان و اعیان دولت او را بپسندیدند بدان راستی و امانت و خدمت که کرد در معنی آن خزانه بزرگ که چون دانست که کار خداوندش ببود، دل در آن مال نبست و خویشتن را بدست شیطان نداد و راه راست و حق گرفت که مرد با خرد تمام بود گرم و سرد چشیده و کتب خوانده و عواقب را بدانسته، تا لاجرم جاهش بر جای بماند. فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
تا لب ایوان شما
نرسد دست تمنا چون به دامان شما اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۹۶ - با دل به هرزه دست و گریبان چرا شویم
با دل به هرزه دست و گریبان چرا شویم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۴۱ - اندیشه نبود عشق را از موجه شمشیرها
اندیشه نبود عشق را از موجه شمشیرها فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۹۹ - نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ
نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۶۴ - سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش
سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش عطار نیشابوری : بخش بیستم
(۹) حکایت شعیب علیه السلام
شُعَیب از شوقِ حق ده سال بگریست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۹۳ - از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت
از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت احمد شاملو : لحظهها و همیشه
شبانه
به گوهرِ مراد باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۳۵ - دل عاشق به پیغامی بسازد
دل عاشق به پیغامی بسازد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۴۷ - مستی حسن، هم از ساغر سرشار خودست
مستی حسن، هم از ساغر سرشار خودست عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۹۳ - منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم
منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۶۲ - صنم عشق تو همچون نار نمرود
صنم عشق تو همچون نار نمرود امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۶۳ - رنگی از حسن تو در روی گل است
رنگی از حسن تو در روی گل است