جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۷۳ - ای دوست نظر کن ز سر لطف به کارم
ای دوست نظر کن ز سر لطف به کارم انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهر
ای به خوبی و خرمی چو بهار واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۶۴ - فریب عام، از هر رند بازاری نمی آید
فریب عام، از هر رند بازاری نمی آید انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۷ - چرخا زحلت نحسترست یا بهرام
چرخا زحلت نحسترست یا بهرام عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۱ - ای عجب دردی است دل را بس عجب
ای عجب دردی است دل را بس عجب عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۹ - بعدجوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدت
بعدجوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدت عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر عبدالله منازل قدس الله روحه العزیز
آن هدف تیر ملامت آن صدف در کرامت آن مجرد رجال آن مشرف کمال آن خزانهٔ فضائل عبدالله منازل رحمة الله علیه یگانه روزگار بود و شیخ ملامتیان بود و متورع ومتوکل و معرض هم از دنیا و هم از خلق مرید حمدون قصار بود و عالم به علوم ظاهر و باطن و بسیار حدیث نوشته بود و سماع کرده و در وقت او مجردتر از او و پاکیزهتر ازو کسی نبوده است چنانکه نقل است که ابوعلی ثقفی سخن میگفت. در میان سخن عبدالله او را گفت: مرگ را ساخته باش که ازو چاره نیست علی گفت: تو ساخته باش عبدالله دست را بالین کرد و سر بر او نهاد و گفت: من مردم در حال بمرد بوعلی منقطع شد زیرا که او را علایق بود عبدالله مفرد و سخن اوست که گفت: ابوعلی ثقفی وقتی که سخن گفتی از برای خود گفتی نه از برای خلق و از جهة این بود که برکات سخن او بدو رسیدو در این معنی گفت: آفت ماست که از سخن خود انتفاع نمیتوانیم گرفت چگونه دیگری از سخن ما منفعت گیرد. طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۴۱ - چه غم گر گنج بادآورد گل فصل خزان گم شد
چه غم گر گنج بادآورد گل فصل خزان گم شد صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۷۱ - ز درد می دل زهاد با صفا نشود
ز درد می دل زهاد با صفا نشود سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۱۸ - در مدح احمد عمر فرماید
دلی که بال و پر از عشق آن پسر یابد امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۱۱ - مرا چون می کشی جانا شفاعت میکند جانم
مرا چون می کشی جانا شفاعت میکند جانم فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۴۵ - باز دل از در تو دور افتاد
باز دل از در تو دور افتاد صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۳ - چشم مستت سرمه را بیهوشدارو می کند
چشم مستت سرمه را بیهوشدارو می کند اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۴۵ - یارم به سفر چو راه رفتن بگزید
یارم به سفر چو راه رفتن بگزید وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۶۳ - ای کاش برات من براتی بودی
ای کاش برات من براتی بودی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۱۳ - در آن بساطکه حسنت دچار آینه است
در آن بساطکه حسنت دچار آینه است عطار نیشابوری : باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه
شماره ۱۲ - پروانه به شمع گفت: چندی سوزم
پروانه به شمع گفت: چندی سوزم عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۸ - دم مزن گر همدمی میبایدت
دم مزن گر همدمی میبایدت قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۷ - چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا
چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا فریدون مشیری : بهار را باورکن
سیاه
لحاف کهنه زال فلک شکافته شد
شماره ۹۷۳ - ای دوست نظر کن ز سر لطف به کارم
ای دوست نظر کن ز سر لطف به کارم انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهر
ای به خوبی و خرمی چو بهار واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۶۴ - فریب عام، از هر رند بازاری نمی آید
فریب عام، از هر رند بازاری نمی آید انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۷ - چرخا زحلت نحسترست یا بهرام
چرخا زحلت نحسترست یا بهرام عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۱ - ای عجب دردی است دل را بس عجب
ای عجب دردی است دل را بس عجب عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۹ - بعدجوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدت
بعدجوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدت عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر عبدالله منازل قدس الله روحه العزیز
آن هدف تیر ملامت آن صدف در کرامت آن مجرد رجال آن مشرف کمال آن خزانهٔ فضائل عبدالله منازل رحمة الله علیه یگانه روزگار بود و شیخ ملامتیان بود و متورع ومتوکل و معرض هم از دنیا و هم از خلق مرید حمدون قصار بود و عالم به علوم ظاهر و باطن و بسیار حدیث نوشته بود و سماع کرده و در وقت او مجردتر از او و پاکیزهتر ازو کسی نبوده است چنانکه نقل است که ابوعلی ثقفی سخن میگفت. در میان سخن عبدالله او را گفت: مرگ را ساخته باش که ازو چاره نیست علی گفت: تو ساخته باش عبدالله دست را بالین کرد و سر بر او نهاد و گفت: من مردم در حال بمرد بوعلی منقطع شد زیرا که او را علایق بود عبدالله مفرد و سخن اوست که گفت: ابوعلی ثقفی وقتی که سخن گفتی از برای خود گفتی نه از برای خلق و از جهة این بود که برکات سخن او بدو رسیدو در این معنی گفت: آفت ماست که از سخن خود انتفاع نمیتوانیم گرفت چگونه دیگری از سخن ما منفعت گیرد. طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۴۱ - چه غم گر گنج بادآورد گل فصل خزان گم شد
چه غم گر گنج بادآورد گل فصل خزان گم شد صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۷۱ - ز درد می دل زهاد با صفا نشود
ز درد می دل زهاد با صفا نشود سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۱۸ - در مدح احمد عمر فرماید
دلی که بال و پر از عشق آن پسر یابد امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۱۱ - مرا چون می کشی جانا شفاعت میکند جانم
مرا چون می کشی جانا شفاعت میکند جانم فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۴۵ - باز دل از در تو دور افتاد
باز دل از در تو دور افتاد صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۳ - چشم مستت سرمه را بیهوشدارو می کند
چشم مستت سرمه را بیهوشدارو می کند اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۴۵ - یارم به سفر چو راه رفتن بگزید
یارم به سفر چو راه رفتن بگزید وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۶۳ - ای کاش برات من براتی بودی
ای کاش برات من براتی بودی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۱۳ - در آن بساطکه حسنت دچار آینه است
در آن بساطکه حسنت دچار آینه است عطار نیشابوری : باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه
شماره ۱۲ - پروانه به شمع گفت: چندی سوزم
پروانه به شمع گفت: چندی سوزم عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۸ - دم مزن گر همدمی میبایدت
دم مزن گر همدمی میبایدت قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۷ - چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا
چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا فریدون مشیری : بهار را باورکن
سیاه
لحاف کهنه زال فلک شکافته شد