خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج عشق و عاشقی است. شاعر از دلشوریده و عهدشکسته خود سخن میگوید و از سختیهای راه عشق و اندوه دائمی خود مینالد. او از اسرار عشق و مشکلات آن سخن میگوید و از این که زبانش قادر به بیان تمام احساساتش نیست، اظهار تعجب میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۱ - ای عجب دردی است دل را بس عجب
ای عجب دردی است دل را بس عجب
مانده در اندیشهٔ آن روز و شب ۱
اوفتاده در رهی بی پای و سر
همچو مرغی نیم بسمل زین سبب ۲
چند باشم آخر اندر راه عشق
در میان خاک و خون در تاب و تب ۳
پرده برگیرند از پیشان کار
هر که دارند از نسیم او نسب ۴
ای دل شوریده عهدی کردهای
تازه گردان چند داری در تعب ۵
برگشادی بر دلم اسرار عشق
گر نبودی در میان ترک ادب ۶
پر سخن دارم دلی لیکن چه سود
چون زبانم کارگر نی ای عجب ۷
آشکارایی و پنهانی نگر
دوست با ما، ما فتاده در طلب ۸
زین عجب تر کار نبود در جهان
بر لب دریا بمانده خشک لب ۹
اینت کاری مشکل و راهی دراز
اینت رنجی سخت و دردی بوالعجب ۱۰
دایم ای عطار با اندوه ساز
تا ز حضرت امرت آید کالطرب ۱۱
مانده در اندیشهٔ آن روز و شب ۱
اوفتاده در رهی بی پای و سر
همچو مرغی نیم بسمل زین سبب ۲
چند باشم آخر اندر راه عشق
در میان خاک و خون در تاب و تب ۳
پرده برگیرند از پیشان کار
هر که دارند از نسیم او نسب ۴
ای دل شوریده عهدی کردهای
تازه گردان چند داری در تعب ۵
برگشادی بر دلم اسرار عشق
گر نبودی در میان ترک ادب ۶
پر سخن دارم دلی لیکن چه سود
چون زبانم کارگر نی ای عجب ۷
آشکارایی و پنهانی نگر
دوست با ما، ما فتاده در طلب ۸
زین عجب تر کار نبود در جهان
بر لب دریا بمانده خشک لب ۹
اینت کاری مشکل و راهی دراز
اینت رنجی سخت و دردی بوالعجب ۱۰
دایم ای عطار با اندوه ساز
تا ز حضرت امرت آید کالطرب ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰ - در دلم بنشستهای بیرون میا
گوهر بعدی:غزل ۱۲ - روز و شب چون غافلی از روز و شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.