باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۷۶ - به دام دلبری دل مبتلا بی
به دام دلبری دل مبتلا بی
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲ - درماندگی خود به که گوییم خدا را
درماندگی خود به که گوییم خدا را
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۴۱ - بر سیر اگر نهاده ای دل اکنون
بر سیر اگر نهاده ای دل اکنون
سعیدا : غزلیات
شماره ۱۳۷ - جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۶ - مادر ذوق و ادب
مادر باباشمل رفت از جهان
مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۵۲ - نگارا تو در اندیشه‌ی درازی
نِگارا تو در اندیشه‌یْ درازی
اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۹۳ - شاهدان عهد ما در عهد و پیمان و وفا
شاهدان عهد ما در عهد و پیمان و وفا
حافظ : غزلیات
غزل ۸۹ - یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۴۲ - از کبر مدار هیچ در دل هوسی
از کبر مدار هیچ در دل هوسی
عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۸۶ - بمستحقان ندهی هر آنچه داری و باز
بمستحقان ندهی هر آنچه داری و باز
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۴۰ - کسیکه از گل داغ تو گلستان دارد
کسیکه از گل داغ تو گلستان دارد
امیرخسرو دهلوی : مطلع‌الانوار
بخش ۵ - عشق
چون تن آدم ز گل آراستند
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۳۳ - هر که شبها ز سر زانوی خود بالین کرد
هر که شبها ز سر زانوی خود بالین کرد
مولوی : رباعیات
رباعی ۴۹۵ - آن کس که مرا به صدق اقرار کند
آن کس که مرا به صدق اقرار کند
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۵۰ - خوب‌رویان چون سپاه غمزه را رو می‌دهند
خوب‌رویان چون سپاه غمزه را رو می‌دهند
زرتشت : جلد اول کتاب اوستا - کهن ترین سرودهای ایرانیان
سرود سوم سپنتمدگاه
یسنه، هات 47 1 «مزدا اهوره» با «شهریاری مینوی» و «آرمیتی» خویش، کسی را که با «بهترین منش» و گفتار و کردار به « سپندمینو» و«اشه» بپیوندد، «سایی» و «جاودانگی» خواهد بخشید. 2 کسی که در پرتو «سپندترین مینو» بهترین [روش را دارد] و زبانش گویای »منش نیک» [او] ست ودستهایش کردارهای «آرمیتی» را می ورزد؛ تنها یک اندیشه [دارد]: «مزدا» پدر «اشه» است. 3 ای مزدا! تویی پدر «سپنند مینو»، تویی که این جهان خرمی بخش را برای او بیافریدی و بدان رامش بخشیدی و آنگاه که او با «منش نیک» همپرسگی کرد، »آرمیتی» را به راهبری و آبادانی آن برگماشتی. 4 ای مزدا. دروندان که از «سپند مینو» روی برتافتند، آزار بینند، اما اشوتان چنین نشوند. اشون را هر چندن هم کم نوا باشد، باید دوست شمرد و دروند را هر اندازه هم که توانگر باشد،باید بدخواه دانست. 5 این مزدا اهوره! [تو] در پرتو «سپند مینو» همۀ آنچه را که براستی بهترین دهشهاست، به اشون نوید داده ¬ای ؛ اما دروند که بامنش و کردار زشت خویش بسر می¬برد، از مهر تو بهره¬مند نتواند شد. 6 ای مزدا اهوره! [تو] در پرتو «سپند مینو» و «آذر» خودو با یاوری «آرمیتی» و «اشه»، پاداش [وپادافره] هر دو گروه را می¬بخشی. بدرستی بسی از جویندگان به [دین] تو خواهندگروید.
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۹۲ - گریه امروز به رنگ دگرم می آید
گریه امروز به رنگ دگرم می آید
اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۳۵ - معشوقه عیان بود نمی دانستم
معشوقه عیان بود نمی دانستم
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۲ - انتخابات
دوش در انجمن رای‌فروشان‌، یکتن
عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۳۶ - در توصیف بهار و مدح سید ابونصر
بنوبهار جوان شد جهان پیر ز سر