خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از غم، اشک، ناله و باد صبا به عنوان یاران شبانه‌اش یاد می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد که در تنهایی و رنجش همراه او باشند. او از عشق و رنج‌های عاشقانه می‌گوید و آرزو می‌کند که این همراهان تا روز قیامت با او بمانند.

متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری کلاسیک ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۸۸ - ترا می‌خواستم ای غم که شب‌ها یار من باشی

ترا می‌خواستم ای غم که شب‌ها یار من باشی
تو هم ای ناله بزم افروز شام تار من باشی ۱

ترا شب زنده‌داری زان سبب آموختم ای اشک
که شب‌ها پاسبان دیدة بیدار من باشی ۲

ترا دریای خون ای دیده زان دادم که گر روزی
ز من کاری نیاید آبروی کار من باشی ۳

تو ای بد صبا زانت به زلفش فخر می‌دادم
که گر دامن کشد از من تو جانب‌دار من باشی ۴

دلم آیینة حسن است خواهی چهره بنمایم
که تا روز قیامت عاشق دیدار من باشی ۵

چه بهتر زانکه طبع نازکت مشغول من باشد
اگر راحت نخواهی از پی آزار من باشی ۶

دلم را غمگساری‌ها نمی‌سازد همان بهتر
غمم افزون کنی فیّاض اگر غمخوار من باشی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۸۷ - گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی
گوهر بعدی:شماره ۶۸۹ - عهدم همه جا، عهد شکن بلکه تو باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.