جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۰۶ - عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد
عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۹ - از دیده ی من چو دل برون می افتد
از دیده ی من چو دل برون می افتد نسیمی : غزلیات
شماره ۲۶۹ - منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری
منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۹۵ - در سینه دلم که گنج لعل کانیست
در سینه دلم که گنج لعل کانیست جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۴۷ - فرستادن زلیخا یوسف را علیه السلام به جانب باغ و تهیه اسباب وی کردن
چمن پیرای باغ این حکایت جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۴۸ - رسیدن شب و عرضه کردن کنیزکان جمال خویش را بر یوسف علیه السلام تا به کدامیک از ایشان رغبت نماید
شبانگه کز سواد شعر گلریز اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۱ - ساقی قدحی که کار سازست خدا
ساقی قدحی که کار سازست خدا جامی : لیلی و مجنون
بخش ۴۴ - بیمار شدن شوهر لیلی و وفات یافتن وی با داغ محرومی از وصال لیلی
نیرنگ زن بیاض این راز واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۹۴ - بر سرم از بس هوای آن پریوش پا فشرد
بر سرم از بس هوای آن پریوش پا فشرد ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۲۶ - بر دار کردن حسنک، بخش اوّل
ذکر بر دار کردن امیر حسنک وزیر رحمة اللّه علیه حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴ - سخن صریح سراییم، عشق پنهان را
سخن صریح سراییم، عشق پنهان را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۰۵ - خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند
خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۸۴ - هر دم غم جانان المی میدهدم
هر دم غم جانان المی میدهدم جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۲۱ - به خواب آمدن یوسف علیه السلام زلیخا را نوبت سیم و نام و مقام وی دانستن و به عقل و هوش باز آمدن
بیا ای عشق پر افسون و نیرنگ نسیمی : غزلیات
شماره ۲۸۱ - بیا ای احسن صورت! بیا ای اکمل معنی
بیا ای احسن صورت! بیا ای اکمل معنی جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۵۰ - عمارت کردن دایه خانه ای که در وی تصویر جمال یوسف و زلیخا کردند
چنین گویند معماران این کاخ جامی : لیلی و مجنون
بخش ۷ - در ذکر بعضی رفتگان از دایره مال و سال و دعای بعضی مرکزنشینان نقطه حال
ای ساقی جان فداک روحی ادیب الممالک : اضافات
شمارهٔ ۳ - در هجو استاد رضای نجار
از تیشه هجو جان او بتراشم سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۰۱ - سحر زان شمع باشد تاب خورده
سحر زان شمع باشد تاب خورده واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۶۰ - نرم خواهی که شود خصم، تو در گرمی کوش
نرم خواهی که شود خصم، تو در گرمی کوش
شماره ۵۰۶ - عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد
عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۹ - از دیده ی من چو دل برون می افتد
از دیده ی من چو دل برون می افتد نسیمی : غزلیات
شماره ۲۶۹ - منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری
منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۹۵ - در سینه دلم که گنج لعل کانیست
در سینه دلم که گنج لعل کانیست جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۴۷ - فرستادن زلیخا یوسف را علیه السلام به جانب باغ و تهیه اسباب وی کردن
چمن پیرای باغ این حکایت جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۴۸ - رسیدن شب و عرضه کردن کنیزکان جمال خویش را بر یوسف علیه السلام تا به کدامیک از ایشان رغبت نماید
شبانگه کز سواد شعر گلریز اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۱ - ساقی قدحی که کار سازست خدا
ساقی قدحی که کار سازست خدا جامی : لیلی و مجنون
بخش ۴۴ - بیمار شدن شوهر لیلی و وفات یافتن وی با داغ محرومی از وصال لیلی
نیرنگ زن بیاض این راز واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۹۴ - بر سرم از بس هوای آن پریوش پا فشرد
بر سرم از بس هوای آن پریوش پا فشرد ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۲۶ - بر دار کردن حسنک، بخش اوّل
ذکر بر دار کردن امیر حسنک وزیر رحمة اللّه علیه حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴ - سخن صریح سراییم، عشق پنهان را
سخن صریح سراییم، عشق پنهان را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۰۵ - خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند
خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۸۴ - هر دم غم جانان المی میدهدم
هر دم غم جانان المی میدهدم جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۲۱ - به خواب آمدن یوسف علیه السلام زلیخا را نوبت سیم و نام و مقام وی دانستن و به عقل و هوش باز آمدن
بیا ای عشق پر افسون و نیرنگ نسیمی : غزلیات
شماره ۲۸۱ - بیا ای احسن صورت! بیا ای اکمل معنی
بیا ای احسن صورت! بیا ای اکمل معنی جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۵۰ - عمارت کردن دایه خانه ای که در وی تصویر جمال یوسف و زلیخا کردند
چنین گویند معماران این کاخ جامی : لیلی و مجنون
بخش ۷ - در ذکر بعضی رفتگان از دایره مال و سال و دعای بعضی مرکزنشینان نقطه حال
ای ساقی جان فداک روحی ادیب الممالک : اضافات
شمارهٔ ۳ - در هجو استاد رضای نجار
از تیشه هجو جان او بتراشم سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۰۱ - سحر زان شمع باشد تاب خورده
سحر زان شمع باشد تاب خورده واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۶۰ - نرم خواهی که شود خصم، تو در گرمی کوش
نرم خواهی که شود خصم، تو در گرمی کوش