وفایی مهابادی : غزلیات
شماره ۲۲ - گر کائنات نامه شود صد هزار بار
گر کائنات نامه شود صد هزار بار
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۷ - دست تو، کزو گنج گهر می زاید
دست تو، کزو گنج گهر می زاید
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۴۱- تاریخ ولادت محمود یکی از پسران شاعر
این پسر کانجام عمر آمد مرا دارم امید
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۷۲ - الغیاث از جفت و طاق ابروانت
الغیاث از جفت و طاق ابروانت
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۱ - از منع غیر، دوش که خندان گذشت و رفت
از منع غیر، دوش که خندان گذشت و رفت
افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱۵۴ - برق عشقت را، چنان در استخوان آورده‌ام
برق عشقت را، چنان در استخوان آورده‌ام
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۴۸ - ای مردم چشم ملک بینا از تو
ای مردم چشم ملک بینا از تو
بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۶۰ - ای صبا منع گرفتاری بلبل می کنی
ای صبا منع گرفتاری بلبل می کنی
غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۹ - فصل(اقسام طهارت ظاهر)
چون دانستی که طهارت ظاهر چند است از طهارت باطن و طهارت باطن سه است، یکی طهارت جوارح از معاصی، دوم طهارت دل از اخلاق بد، سوم طهارت سر از هرچه جز حق است، بدان که طهارت ظاهر نیز سه قسم است، یکی طهارت از نجاست، دوم از حدث و جنابت، سوم از افزونی تن چون ناخن و موی و شوخ و غیر آن.
صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۱۵۰ - اگر صحن مزعفر را بیابی
اگر صحن مزعفر را بیابی
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۲ - مکن باور به یک منوال دور زندگانی را
مکن باور به یک منوال دور زندگانی را
سهراب سپهری : شرق اندوه
هلا
تنها به تماشای چه ای ؟
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۳۱ - فارغ از نام و نشان خواهیم رفت
فارغ از نام و نشان خواهیم رفت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۵ - از مردم صدرنگ سیه پوشی به
از مردم صدرنگ سیه پوشی به
غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۴۶ - فریضه سوم
آن که هیچ چیز به باطن خود نرساند به عمد و به قصد و حجامت کردن و سرمه کشیدن و میل در گوش کردن و پنبه در احلیل کردن هیچ زیان ندارد که باطن آن بود که قرارگاه چیزی باشد، چون دماغ و شکم و معده و مثانه و اگر بی قصد او چیزی به باطن رسد، چون مگسی که بپرد، یا غبار راه یا آب مضمضه که با کام جهد، زیان ندارد، مگر که در مضمضه مبالغت کند و آب باکام برد و اگر به فراموشی چیزی بخورد زیان ندارد، اما اگر بامداد یا شبانگاه بر گمان چیزی خورد، آنگاه بداند که پس از صبح بوده است یا پیش از شام، روزه قضا باید کرد.
مولوی : دفتر اول
بخش ۱۴۳ - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما
گفت شیر ای گُرگ این را بَخشْ کُن
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۴۹ - حسن شاملو علیه الرحمه
از ایل جلیل شاملو و ساکن مشهد مقدس رضوی و معاصر شاه سلیمان صفوی. در بدو حال خیریت مآل ملازمت می‌نمود. آخر کار ترک فرموده به عبادات و مجاهدات پرداخت و خود را از سالکین و طالبین محسوب ساخت. این بیت از اوست:
سعدی : غزلیات
غزل ۱۰۱ - ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
سعدی : غزلیات
غزل ۸ - ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را
ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۹۳ - تو با آن رو بگو مه را، چه باشی؟
تو با آن رو بگو مه را، چه باشی؟