صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۲۱ - خجل ز کوشش تدبیر بایدم بودن
خجل ز کوشش تدبیر بایدم بودن ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۲۳۸ - در علم کف شناسی
نام تلهای کواکب که بود در کف دست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۶۳ - از سر زلفش دلم سودا گرفت
از سر زلفش دلم سودا گرفت سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۴۰ - تو و بدمستی و عاشق کشی و خنجر خویش
تو و بدمستی و عاشق کشی و خنجر خویش حزین لاهیجی : صفیر دل
بخش ۱۹ - حکایت
کنون یاد می آیدم آن زمان امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۸ - مخترع
بعد عمری کافکند گردون بکوی او مرا مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۹۵ - با خود گفتم که من عیال تو شدم
با خود گفتم که من عیال تو شدم سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت ۴۱ - این حکایت شنو که در بغداد
این حکایت شنو که در بغداد عطار نیشابوری : خسرونامه
در فضیلت امیرالمؤمنین ابوبكر صدّیق
امام اهل دین سلطان اوّل سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۸ - هین در دهید باده که هنگام بی غمی است
هین در دهید باده که هنگام بی غمی است سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۲۷ - رفتن فرامرز به جزیره فیل گوشان
دگر باره افکند کشتی درآب رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۵ - ابوالوفای خوارزمی
از کبار مشایخ خوارزم است. مردم خوارزم به سبب حسن خلق او را فرشتهٔ روی زمین لقب کرده بودند. جامع علم و عمل و صفات حمیده بوده. او را جناب شیخ ابوالفتح که به چند واسطه از مریدان حضرت شیخ نجم الدین کبری است تربیت نموده. گویند جناب جلال الدین محمد رومی الملقّب به مولوی صاحب کتاب مثنوی، به ظهور او خبر داده. مولانا حسین بن حسن خوارزمی صاحب شرح مثنوی موسوم به جواهر الاسرار از مریدان اوست. باری رسالهٔ کنز الجواهر از تصنیفات شیخ است. وفاتش در سنهٔ ۸۳۵ و این رباعیات از اوست: سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۹۵ - خداوندا نگارم را بمن ده
خداوندا نگارم را بمن ده سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۸۷ - تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۱۹ - هوازی مرا گوید آن شکرین لب
هوازی مرا گوید آن شکرین لب یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۹۵ - نامه ای است از زبان کسی به دیگری که یغما تحریر نموده
قربانت شوم عجب پیمان و پیوندی کردم و عجب ایمان و سوگندی خوردم، بر عقل من ماشاالله، مصرع: گو بسازند نقابی و بسوزند سپندی. باز از سرکار شما به قنبرک بازی و چنبرک سازی جبران گناه و چاره روی سیاه توان کرد. پیش مخدومی میرزا حبیب الله چه حیلت بازم و کدام وسیلت سازم؟مشتم وا شد و پشتم از بار خجلت دو تا. خدا روی دشمن های تازه را سیاه کند که ما را از ملاقات یاران نو کهن بازداشت، و به نقض پیمان افسانه هر انجمن ساخت. ترا به امام حسین از میرزا عذرخواهی کن و بر گرفتاری و پریشانی من گواهی ده. زیاده حاجت جسارت و تمهید مرارت نیست. انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۱۷ - در طلب هیزم
ای ز دست تجاسر خادم قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۳۵ - ز دلها درد دل برداشتن هم عالمی دارد
ز دلها درد دل برداشتن هم عالمی دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۹۴ - کیستند اهل جهان، بی سر و سامانی چند
کیستند اهل جهان، بی سر و سامانی چند سعیدا : غزلیات
شماره ۱۰۰ - آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
غزل ۶۳۲۱ - خجل ز کوشش تدبیر بایدم بودن
خجل ز کوشش تدبیر بایدم بودن ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۲۳۸ - در علم کف شناسی
نام تلهای کواکب که بود در کف دست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۶۳ - از سر زلفش دلم سودا گرفت
از سر زلفش دلم سودا گرفت سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۴۰ - تو و بدمستی و عاشق کشی و خنجر خویش
تو و بدمستی و عاشق کشی و خنجر خویش حزین لاهیجی : صفیر دل
بخش ۱۹ - حکایت
کنون یاد می آیدم آن زمان امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۸ - مخترع
بعد عمری کافکند گردون بکوی او مرا مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۹۵ - با خود گفتم که من عیال تو شدم
با خود گفتم که من عیال تو شدم سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت ۴۱ - این حکایت شنو که در بغداد
این حکایت شنو که در بغداد عطار نیشابوری : خسرونامه
در فضیلت امیرالمؤمنین ابوبكر صدّیق
امام اهل دین سلطان اوّل سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۸ - هین در دهید باده که هنگام بی غمی است
هین در دهید باده که هنگام بی غمی است سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۲۷ - رفتن فرامرز به جزیره فیل گوشان
دگر باره افکند کشتی درآب رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۵ - ابوالوفای خوارزمی
از کبار مشایخ خوارزم است. مردم خوارزم به سبب حسن خلق او را فرشتهٔ روی زمین لقب کرده بودند. جامع علم و عمل و صفات حمیده بوده. او را جناب شیخ ابوالفتح که به چند واسطه از مریدان حضرت شیخ نجم الدین کبری است تربیت نموده. گویند جناب جلال الدین محمد رومی الملقّب به مولوی صاحب کتاب مثنوی، به ظهور او خبر داده. مولانا حسین بن حسن خوارزمی صاحب شرح مثنوی موسوم به جواهر الاسرار از مریدان اوست. باری رسالهٔ کنز الجواهر از تصنیفات شیخ است. وفاتش در سنهٔ ۸۳۵ و این رباعیات از اوست: سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۹۵ - خداوندا نگارم را بمن ده
خداوندا نگارم را بمن ده سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۸۷ - تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۱۹ - هوازی مرا گوید آن شکرین لب
هوازی مرا گوید آن شکرین لب یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۹۵ - نامه ای است از زبان کسی به دیگری که یغما تحریر نموده
قربانت شوم عجب پیمان و پیوندی کردم و عجب ایمان و سوگندی خوردم، بر عقل من ماشاالله، مصرع: گو بسازند نقابی و بسوزند سپندی. باز از سرکار شما به قنبرک بازی و چنبرک سازی جبران گناه و چاره روی سیاه توان کرد. پیش مخدومی میرزا حبیب الله چه حیلت بازم و کدام وسیلت سازم؟مشتم وا شد و پشتم از بار خجلت دو تا. خدا روی دشمن های تازه را سیاه کند که ما را از ملاقات یاران نو کهن بازداشت، و به نقض پیمان افسانه هر انجمن ساخت. ترا به امام حسین از میرزا عذرخواهی کن و بر گرفتاری و پریشانی من گواهی ده. زیاده حاجت جسارت و تمهید مرارت نیست. انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۱۷ - در طلب هیزم
ای ز دست تجاسر خادم قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۳۵ - ز دلها درد دل برداشتن هم عالمی دارد
ز دلها درد دل برداشتن هم عالمی دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۹۴ - کیستند اهل جهان، بی سر و سامانی چند
کیستند اهل جهان، بی سر و سامانی چند سعیدا : غزلیات
شماره ۱۰۰ - آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
آن آفرین جهان که نگهدار عالم است