خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و محبوب خود یاد میکند و از گذر سریع عمر و دشواریهای زندگی شکایت دارد. او اشاره میکند که عمر مانند نفسی کوتاه است و با تمام خوبیها و بدیها میگذرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی درباره زندگی و مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۱ - دوش از مهر به من آن مه محبوب گذشت
دوش از مهر به من آن مه محبوب گذشت
چشم بد دور که آن ماه به من خوب گذشت ۱
مگذر از بیشه ی ما نیست گرت جرأت شیر
که در اینجا نتوان با دل مرعوب گذشت ۲
مردم از کشمکش زندگی و حیف که عمر
همه در پیچ و خم کوچه ی آشوب گذشت ۳
فرخی عمر امانی نفسی بیش نبود
آن هم از آمد و شد گر بد و گر خوب گذشت ۴
چشم بد دور که آن ماه به من خوب گذشت ۱
مگذر از بیشه ی ما نیست گرت جرأت شیر
که در اینجا نتوان با دل مرعوب گذشت ۲
مردم از کشمکش زندگی و حیف که عمر
همه در پیچ و خم کوچه ی آشوب گذشت ۳
فرخی عمر امانی نفسی بیش نبود
آن هم از آمد و شد گر بد و گر خوب گذشت ۴
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰ - آنکه آتش برفروزد آه دل افروز ماست
گوهر بعدی:شماره ۶۲ - پیش عاقل بی تخصص گر عمل معقول نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.