خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۴۶ - نکنم حدیث شکر چو لبت گزیدم
نکنم حدیث شکر چو لبت گزیدم
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۰ - نزد آن شاه زمین کردش پیام
نزد آن شاه زمین کردش پیام
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۹۰ - چون تو نبوده دلبری در هیچ بومی و بری
چون تو نبوده دلبری در هیچ بومی و بری
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۲۶ - از گریه و درد دیده را کی خطرست؟
از گریه و درد دیده را کی خطرست؟
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۴۸ - جانم بر آن قوم که جانند ایشان
جانم بر آن قوم که جانند ایشان
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۳۵ - در بحث بسی بگفتگو پیچیدم
در بحث بسی بگفتگو پیچیدم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۳۸ - ای خطت رهنمای سوختگان
ای خطت رهنمای سوختگان
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۳۴ - واین الاثافی و این الطلال
واین الاثافی و این الطلال
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۹۴ - آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد
آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۲۲ - آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۲ - گل نزد آبی بر آتش بلبل خودکام را
گل نزد آبی بر آتش بلبل خودکام را
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۷۹ - درشکایت دهر
کی بود کین سپهر حادثه زای
مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمه‌های آبهای بی‌وفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمه‌ها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاری ز درون جان تو می‌باید کز عاریه‌ها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید
حَبَّذا کاریزِ اَصْلِ چیزها
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۷۵ - به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۲۳ - جان ما مست می عشقست از روز ازل
جان ما مست می عشقست از روز ازل
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۴۰ - غبار خط تو از دل به هیچ باب نرفت
غبار خط تو از دل به هیچ باب نرفت
هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۹ - گل خواهد کرد از گل ما
گل خواهد کرد از گل ما
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۱۳ - ای دل غافل از اسباب جهان دست بشو
ای دل غافل از اسباب جهان دست بشو
نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعه
مله را آستر خسقی و والا نرسد
امام خمینی : غزلیات
جلوه جام
ای کاش، دوست درد دلم را دوا کند