اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
الایا خیمگی خیمه فروهل
الایا خیمگی خیمه فروهل
امام سجاد علیه‌السلام : رساله حقوق
حق گوش
و أما حق السمع فتنزيهه عن أن تجعله طريقا إلى قلبك إلا لفوهة كريمة تحدث فــى قلبك خيراأو تكسب خلقا كريما فإنه باب الكلام إلى القلب يؤدى إليه ضروب المعانى على ما فيها من خير او شر و لاقوة الا بالله .
امام سجاد علیه‌السلام : رساله حقوق
حق شکم
و اما حق بطنك فان لاتجعله وعاء لقليل من الحرام و لا لكثير و ان تـقـتصد لـه فـى الحلال و لاتخرجه من حد التقوية الى حد التهوين و ذهاب المروة و ضبطه اذا هــم بالجوع والظمأ فان الشبع المنتهى بصاحبه الى التخم مكسلة و مثبطة و مقطعة عن كل برّ و كرم و إن الرى المنتهى بصاحبه الى السكر مسخفـة و مجهلــة و مذهبـــة للمروة.
فردوسی : پادشاهی بهرام گور
بخش ۴۱ - چو آگاهی آمد به ایران که شاه
چو آگاهی آمد به ایران که شاه
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۶۰ - تویی که زلف و رخت رو بکفر و دین دارد
تویی که زلف و رخت رو بکفر و دین دارد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۰۰ - پایم از گرمی رفتار چنان می سوزد
پایم از گرمی رفتار چنان می سوزد
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۴۷ - زلف تو کان همه سرها دارد
زلف تو کان همه سرها دارد
فردوسی : پادشاهی یزدگرد بزه‌گر
بخش ۶ - پدر آرزو کرد بهرام را
پدر آرزو کرد بهرام را
فردوسی : پادشاهی بهرام گور
بخش ۴ - ز پیش سواران چو ره برگرفت
ز پیش سواران چو ره برگرفت
فردوسی : ضحاک
بخش ۲ - چنان بد که هر شب دو مرد جوان
چنان بد که هر شب دو مرد جوان
فردوسی : پادشاهی خسرو پرویز
بخش ۶۱ - ازان پس چو گسترده شد دست شاه
ازان پس چو گسترده شد دست شاه
اهلی شیرازی : قصاید
شمارهٔ ۱۴ - در قحط و غلا و شکایت روزگار گوید
دردا که درین شهر دلی شاد نمانده است
مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۱۸ - حکایت آن شخص کی خواب دید کی آنچ می‌طلبی از یسار به مصر وفا شود آنجا گنجیست در فلان محله در فلان خانه چون به مصر آمد کسی گفت من خواب دیده‌ایم کی گنجیست به بغداد در فلان محله در فلان خانه نام محله و خانهٔ این شخص بگفت آن شخص فهم کرد کی آن گنج در مصر گفتن جهت آن بود کی مرا یقین کنند کی در غیر خانهٔ خود نمی‌باید جستن ولیکن این گنج یقین و محقق جز در مصر حاصل نشود
بود یک میراثیِ مال و عَقار
امام سجاد علیه‌السلام : رساله حقوق
حق عورت
و اما حق فرجـك فحفظـه مما لايحـل لك و الاستعانـة عليـه بغض البصـر ؛ فانه مـن اعون الاعوان و كثرة ذكـر المـوت و التهـدد لنفسـك بالله و التخويف لها بـه و بالله العصمة و التأييد و لاحول و لاقوة الا به .
مولوی : دفتر دوم
بخش ۱۱۵ - حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند
زاهِدی بُد در میانِ بادیه
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۵۳۵ - مرا مجال نباشد که: یار او باشم
مرا مجال نباشد که: یار او باشم
فردوسی : پادشاهی خسرو پرویز
بخش ۶۷ - چو آگاهی آمد ز خسرو به راه
چو آگاهی آمد ز خسرو به راه
فردوسی : پادشاهی یزدگرد
بخش ۹ - وزان جایگه برکشیدند کوس
وزان جایگه برکشیدند کوس
رضی‌الدین آرتیمانی : مقطعات و غزلیات ناتمام
۲۰
هرگز نگرفتیم بخوبان سر راهی
امام سجاد علیه‌السلام : رساله حقوق
حق رهبر سیاسی
فأما حق سائسك بالسلطان فأن تعلم أنك جعلت لــه فتنة و أنــه مبتلى فيك بـما جعله الله له عليك من السلطان و أن تخلص له فى النصيحة و أن لا تماحكه و قــد بسطت يده عليك فتكون سبب هلاك نفسك و هلاكــه ؛ و تذلل و تلطف لإعطائـه من الرضى ما يكفك عنــك و لا يضر بــدينك و تستعين عليه فى ذلك بـالله ولا تعازّه ولا تعانــده فانك ان فعلت ذلك عققته وعققت نفسك فعرضتها لمكروهه و عرضته للهلكة فيك و كنت خليقا ان تكون معينا له على نفسك و شريكا له فيما أتى اليك و لا قوة الا بالله