جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۴۹ - تا چند به ما جفا کند یار
تا چند به ما جفا کند یار
فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۶۹ - ای دوره ی طهمورث، دل یک دله باید کرد
ای دوره ی طهمورث، دل یک دله باید کرد
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۱۵ - بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال
بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۱۸ - شمع رخ خود در دلم افروخته ای
شمع رخ خود در دلم افروخته ای
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۶۳ - میخانه ذوق در گشادیم دگر
میخانه ذوق در گشادیم دگر
سهراب سپهری : شرق اندوه
تنها باد
سایه شدم، و صدا کردم:
کوهی : غزلیات
شماره ۱۹۱ - چه حکمت بود ما را آفریدن
چه حکمت بود ما را آفریدن
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۵۰ - دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه
دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۵۴ - عشق را گر سری پدیدستی
عشق را گر سری پدیدستی
قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة البقرة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
ادیب الممالک : رستم نامه
بخش ۲ - برانگیختن ایرانیان بجنگ دشمن
مخسب ای برادر که دزدان به خواب
نصرالله منشی : مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع
بخش ۱۰ - سخنان برزویه با هندو
چون برزویه بدید که هندو بر مکر او واقف گشت این سخن بر وی رد نکرد، و جواب نرم و لطیف داد. گفت: من برای اظهار این سر فصول مشبع اندیشیده بودم، و آن را اصول و فروع و اطراف و زوایا نهاده و میمنه و میسره و قلب و جناح آن را بحقوق صحبت و ممالحت و سوابق اتحاد و مخالصت بیاراسته، و مقدمات عهود و سوالف مواثیق را طلیعه آن کرده و حرمت هجرت و وسیلت غربت را مایه و ساقه گردانیده، و بسیجیده آن شده که بر این تعبیه در صحرای مباسطت آیم و حجاب مخافت از پیکر مراد بردارم، و بیمن ناصیت و برکت معونت تو مظفر و منصور گردم. لکن تو بیک اشارت بر کلیات و حزویات من واقف گشتی، و از اشباع و اطناب مستغنی گردانید و بقضای حاجت و اجابت التماس زبان داد. از کرم و مروت تو همین سزید و امید من در صحبت و دوستی تو همین بود. و خردمند اگر بقلعتی ثقت افزاید که بن لاد آن هرچه موکدتر باشد و اساس آن هرچه مستحکم تر، یا بکوهی که از گردانیدن بادو ربودن آب دران ایمن توان زیست، البته بعیبی منسوب نگردد.
ادیب صابر : قصاید
شماره ۸ - چو بر جان من شد هوای تو غالب
چو بر جان من شد هوای تو غالب
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۸ - به مجلس تا نگردد شرمسار از عهد خود با من
به مجلس تا نگردد شرمسار از عهد خود با من
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۱ - ای دوست ز دست تو به دردم شب و روز
ای دوست ز دست تو به دردم شب و روز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۱۵ - چرا از خم می فلاطون برآید
چرا از خم می فلاطون برآید
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۰۲ - مرآت الحضره
بود مرآت حضرت بالعلاین
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۸۵ - از پریشانی اگر حاصل شود کامم رواست
از پریشانی اگر حاصل شود کامم رواست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۳۱ - ای زلف تو هر گره گشادی
ای زلف تو هر گره گشادی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۰۲ - شمعم که شدست جان من دشمن من
شمعم که شدست جان من دشمن من