غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۲۹ - تا موکب شهریار زین راه گذشت
تا موکب شهریار زین راه گذشت کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۵۳ - وله ایضا
نظم و نثر سخن برابر نیست اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
دگر قومی که ذکر لاالهش
دگر قومی که ذکر لاالهش جیحون یزدی : رباعیات
شماره ۱۴ - دِهْ سرخمِیی کَز تُتُقِ اَنوارش
دِهْ سرخمِیی کَز تُتُقِ اَنوارش غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۴۸ - آداب ستدن عطا
اما آداب ستدن عطا آن است که هرچه از شهبت بود نستاند و هرچه زیادت از حاجت وی بود طلب نکند و نستاند، مگر که به خدمت درویشان مشغول بود. پس اگر در ملاء بستاند و در سر بدهد این درجه صدیقان است و اگر طاقت این ندارد که خود بدهد با خداوند بگوید تا به مستحق رساند، اما مهم است نیت دهنده گوش داشتن که آن به هدیه بود یا به صدقه یا به ریا. سعدی : رباعیات
رباعی ۲۵ - گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست
گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۴۹ - تا چند به ما جفا کند یار
تا چند به ما جفا کند یار فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۶۹ - ای دوره ی طهمورث، دل یک دله باید کرد
ای دوره ی طهمورث، دل یک دله باید کرد قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۱۵ - بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال
بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۱۸ - شمع رخ خود در دلم افروخته ای
شمع رخ خود در دلم افروخته ای شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۶۳ - میخانه ذوق در گشادیم دگر
میخانه ذوق در گشادیم دگر سهراب سپهری : شرق اندوه
تنها باد
سایه شدم، و صدا کردم: کوهی : غزلیات
شماره ۱۹۱ - چه حکمت بود ما را آفریدن
چه حکمت بود ما را آفریدن فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۵۰ - دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه
دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۵۴ - عشق را گر سری پدیدستی
عشق را گر سری پدیدستی قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة البقرة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ ادیب الممالک : رستم نامه
بخش ۲ - برانگیختن ایرانیان بجنگ دشمن
مخسب ای برادر که دزدان به خواب نصرالله منشی : مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع
بخش ۱۰ - سخنان برزویه با هندو
چون برزویه بدید که هندو بر مکر او واقف گشت این سخن بر وی رد نکرد، و جواب نرم و لطیف داد. گفت: من برای اظهار این سر فصول مشبع اندیشیده بودم، و آن را اصول و فروع و اطراف و زوایا نهاده و میمنه و میسره و قلب و جناح آن را بحقوق صحبت و ممالحت و سوابق اتحاد و مخالصت بیاراسته، و مقدمات عهود و سوالف مواثیق را طلیعه آن کرده و حرمت هجرت و وسیلت غربت را مایه و ساقه گردانیده، و بسیجیده آن شده که بر این تعبیه در صحرای مباسطت آیم و حجاب مخافت از پیکر مراد بردارم، و بیمن ناصیت و برکت معونت تو مظفر و منصور گردم. لکن تو بیک اشارت بر کلیات و حزویات من واقف گشتی، و از اشباع و اطناب مستغنی گردانید و بقضای حاجت و اجابت التماس زبان داد. از کرم و مروت تو همین سزید و امید من در صحبت و دوستی تو همین بود. و خردمند اگر بقلعتی ثقت افزاید که بن لاد آن هرچه موکدتر باشد و اساس آن هرچه مستحکم تر، یا بکوهی که از گردانیدن بادو ربودن آب دران ایمن توان زیست، البته بعیبی منسوب نگردد. ادیب صابر : قصاید
شماره ۸ - چو بر جان من شد هوای تو غالب
چو بر جان من شد هوای تو غالب میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۸ - به مجلس تا نگردد شرمسار از عهد خود با من
به مجلس تا نگردد شرمسار از عهد خود با من
شماره ۲۹ - تا موکب شهریار زین راه گذشت
تا موکب شهریار زین راه گذشت کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۵۳ - وله ایضا
نظم و نثر سخن برابر نیست اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
دگر قومی که ذکر لاالهش
دگر قومی که ذکر لاالهش جیحون یزدی : رباعیات
شماره ۱۴ - دِهْ سرخمِیی کَز تُتُقِ اَنوارش
دِهْ سرخمِیی کَز تُتُقِ اَنوارش غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۴۸ - آداب ستدن عطا
اما آداب ستدن عطا آن است که هرچه از شهبت بود نستاند و هرچه زیادت از حاجت وی بود طلب نکند و نستاند، مگر که به خدمت درویشان مشغول بود. پس اگر در ملاء بستاند و در سر بدهد این درجه صدیقان است و اگر طاقت این ندارد که خود بدهد با خداوند بگوید تا به مستحق رساند، اما مهم است نیت دهنده گوش داشتن که آن به هدیه بود یا به صدقه یا به ریا. سعدی : رباعیات
رباعی ۲۵ - گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست
گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۴۹ - تا چند به ما جفا کند یار
تا چند به ما جفا کند یار فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۶۹ - ای دوره ی طهمورث، دل یک دله باید کرد
ای دوره ی طهمورث، دل یک دله باید کرد قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۱۵ - بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال
بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۱۸ - شمع رخ خود در دلم افروخته ای
شمع رخ خود در دلم افروخته ای شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۶۳ - میخانه ذوق در گشادیم دگر
میخانه ذوق در گشادیم دگر سهراب سپهری : شرق اندوه
تنها باد
سایه شدم، و صدا کردم: کوهی : غزلیات
شماره ۱۹۱ - چه حکمت بود ما را آفریدن
چه حکمت بود ما را آفریدن فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۵۰ - دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه
دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۵۴ - عشق را گر سری پدیدستی
عشق را گر سری پدیدستی قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة البقرة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ ادیب الممالک : رستم نامه
بخش ۲ - برانگیختن ایرانیان بجنگ دشمن
مخسب ای برادر که دزدان به خواب نصرالله منشی : مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع
بخش ۱۰ - سخنان برزویه با هندو
چون برزویه بدید که هندو بر مکر او واقف گشت این سخن بر وی رد نکرد، و جواب نرم و لطیف داد. گفت: من برای اظهار این سر فصول مشبع اندیشیده بودم، و آن را اصول و فروع و اطراف و زوایا نهاده و میمنه و میسره و قلب و جناح آن را بحقوق صحبت و ممالحت و سوابق اتحاد و مخالصت بیاراسته، و مقدمات عهود و سوالف مواثیق را طلیعه آن کرده و حرمت هجرت و وسیلت غربت را مایه و ساقه گردانیده، و بسیجیده آن شده که بر این تعبیه در صحرای مباسطت آیم و حجاب مخافت از پیکر مراد بردارم، و بیمن ناصیت و برکت معونت تو مظفر و منصور گردم. لکن تو بیک اشارت بر کلیات و حزویات من واقف گشتی، و از اشباع و اطناب مستغنی گردانید و بقضای حاجت و اجابت التماس زبان داد. از کرم و مروت تو همین سزید و امید من در صحبت و دوستی تو همین بود. و خردمند اگر بقلعتی ثقت افزاید که بن لاد آن هرچه موکدتر باشد و اساس آن هرچه مستحکم تر، یا بکوهی که از گردانیدن بادو ربودن آب دران ایمن توان زیست، البته بعیبی منسوب نگردد. ادیب صابر : قصاید
شماره ۸ - چو بر جان من شد هوای تو غالب
چو بر جان من شد هوای تو غالب میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۸ - به مجلس تا نگردد شرمسار از عهد خود با من
به مجلس تا نگردد شرمسار از عهد خود با من