خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از جفاها و بیوفایی یار خود شکایت دارد و از رنجهای عشق و انتظار وصال میگوید. او امیدوار است که یارش به او وفا کند و دردهایش را تسکین دهد، اما یار همچنان به خطاها و ستمهای خود ادامه میدهد. شاعر از این رفتار ناعادلانه یار متعجب و دلشکسته است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، مفاهیمی مانند جفا، ستم و رنج عشق ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۷۴۹ - تا چند به ما جفا کند یار
تا چند به ما جفا کند یار
وز خویشتنم جدا کند یار ۱
جان در سر کار عشق کردیم
گفتم که مگر وفا کند یار ۲
وین خسته دل حزین ما را
از وصل شبی دوا کند یار ۳
وز لعل لب شکر فروشش
کام دل ما روا کند یار ۴
گفتم که مگر چو سرو بستان
از جان همه میل ما کند یار ۵
آن ترک خطا بریخت خونم
تا چند چنین خطا کند یار ۶
امّید من شکسته خاطر
از وصل چرا هبا کند یار ۷
آخر ز چه روی بی گناهی
بر ما ستم و جفا کند یار ۸
چندین ستم و جفا نگویید
بر جان جهان چرا کند یار ۹
وز خویشتنم جدا کند یار ۱
جان در سر کار عشق کردیم
گفتم که مگر وفا کند یار ۲
وین خسته دل حزین ما را
از وصل شبی دوا کند یار ۳
وز لعل لب شکر فروشش
کام دل ما روا کند یار ۴
گفتم که مگر چو سرو بستان
از جان همه میل ما کند یار ۵
آن ترک خطا بریخت خونم
تا چند چنین خطا کند یار ۶
امّید من شکسته خاطر
از وصل چرا هبا کند یار ۷
آخر ز چه روی بی گناهی
بر ما ستم و جفا کند یار ۸
چندین ستم و جفا نگویید
بر جان جهان چرا کند یار ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۸ - فریاد و الغیاث ز بیداد روزگار
گوهر بعدی:شماره ۷۵۰ - خوش نسیمی می وزد در صبح از بوی بهار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.