ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۴۹ - اگر کار بوده است و رفته قلم
اگر کار بوده است و رفته قلم سعدی : مفردات
بیت ۱۲
این بار نه بانگ چنگ و نای و دهلست ترانه های کودکانه : بخش اول
چهار فصل
چهار فصل خدا قشنگ و زیباست سعدی : باب پنجم در رضا
حکایت کرکس با زغن
چنین گفت پیش زغن کرکسی کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸ - دل بر تو نهم رغم بد اندیشان را
دل بر تو نهم رغم بد اندیشان را سعدی : غزلیات
غزل ۳۳۵ - یکی را دست حسرت بر بناگوش
یکی را دست حسرت بر بناگوش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۳۶ - سالکان را ز جهان عشق تو بیگانه کند
سالکان را ز جهان عشق تو بیگانه کند حافظ : غزلیات
غزل ۳۰۶ - اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش بی تفاوتی
وَ قَالَ عليهالسلام فِي اَلَّذِينَ اِعْتَزَلُوا اَلْقِتَالَ مَعَهُ خَذَلُوا اَلْحَقَّ وَ لَمْ يَنْصُرُوا اَلْبَاطِلَ نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۵۸ - همچو آن دلدار دلداری کجاست
همچو آن دلدار دلداری کجاست اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۰۷ - فتاده ایم ز پا در ره تو کام این است
فتاده ایم ز پا در ره تو کام این است ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۹ - گر درویشی مکن تصرف در هیچ
گر درویشی مکن تصرف در هیچ نهج البلاغه : نامه ها
عهد نامه مالك اشتر
و من كتاب له عليهالسلام كتبه للأشتر النخعي لما ولاه على مصر و أعمالها حين اضطرب أمر أميرها محمد بن أبي بكر و هو أطول عهد كتبه و أجمعه للمحاسن ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۳۰ - جعفر برمکی
و هرون الرّشید جعفر را، پسر یحیی برمک، چون فرموده بود تا بکشند، مثال داد تا بچهار پاره کردند و بچهار دار کشیدند، و آن قصّه سخت معروف است، و نیاوردم که سخن سخت دراز میکشد و خوانندگان را ملالت افزاید و تاریخ را فراموش کنند و بو الفضل را بودی که چیزهای ناشایست گفتندی، و هرون پوشیده کسان گماشته بود که تا هر کس زیر دار جعفر گشتی و تأذّیی و توجّعی نمودی و ترحّمی، بگرفتندی و نزدیک وی آوردندی و عقوبت کردندی. و چون روزگاری برآمد، هرون پشیمان شد از برانداختن برمکیان. مردی بصری یک روز میگذشت، چشمش بر داری از دارهای جعفر افتاد، با خویشتن گفت: سعدی : باب دوم در احسان
حکایت - شنیدم که پیری به راه حجاز
شنیدم که پیری به راه حجاز جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۷۷ - دلخسته آنزلف چو چوگان توام
دلخسته آنزلف چو چوگان توام شاطرعباس صبوحی : غزلیات
آرزو
اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۴۵ - سهل باشد همت ساقی، گر از مینا گذشت
سهل باشد همت ساقی، گر از مینا گذشت عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۴۰ - اینک رسید وعده، گشاد نقاب کو
اینک رسید وعده، گشاد نقاب کو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۴۵ - مفلس از بزم شراب ما توانگر می رود
مفلس از بزم شراب ما توانگر می رود
قصیده ۱۴۹ - اگر کار بوده است و رفته قلم
اگر کار بوده است و رفته قلم سعدی : مفردات
بیت ۱۲
این بار نه بانگ چنگ و نای و دهلست ترانه های کودکانه : بخش اول
چهار فصل
چهار فصل خدا قشنگ و زیباست سعدی : باب پنجم در رضا
حکایت کرکس با زغن
چنین گفت پیش زغن کرکسی کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸ - دل بر تو نهم رغم بد اندیشان را
دل بر تو نهم رغم بد اندیشان را سعدی : غزلیات
غزل ۳۳۵ - یکی را دست حسرت بر بناگوش
یکی را دست حسرت بر بناگوش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۳۶ - سالکان را ز جهان عشق تو بیگانه کند
سالکان را ز جهان عشق تو بیگانه کند حافظ : غزلیات
غزل ۳۰۶ - اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش بی تفاوتی
وَ قَالَ عليهالسلام فِي اَلَّذِينَ اِعْتَزَلُوا اَلْقِتَالَ مَعَهُ خَذَلُوا اَلْحَقَّ وَ لَمْ يَنْصُرُوا اَلْبَاطِلَ نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۵۸ - همچو آن دلدار دلداری کجاست
همچو آن دلدار دلداری کجاست اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۰۷ - فتاده ایم ز پا در ره تو کام این است
فتاده ایم ز پا در ره تو کام این است ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۹ - گر درویشی مکن تصرف در هیچ
گر درویشی مکن تصرف در هیچ نهج البلاغه : نامه ها
عهد نامه مالك اشتر
و من كتاب له عليهالسلام كتبه للأشتر النخعي لما ولاه على مصر و أعمالها حين اضطرب أمر أميرها محمد بن أبي بكر و هو أطول عهد كتبه و أجمعه للمحاسن ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۳۰ - جعفر برمکی
و هرون الرّشید جعفر را، پسر یحیی برمک، چون فرموده بود تا بکشند، مثال داد تا بچهار پاره کردند و بچهار دار کشیدند، و آن قصّه سخت معروف است، و نیاوردم که سخن سخت دراز میکشد و خوانندگان را ملالت افزاید و تاریخ را فراموش کنند و بو الفضل را بودی که چیزهای ناشایست گفتندی، و هرون پوشیده کسان گماشته بود که تا هر کس زیر دار جعفر گشتی و تأذّیی و توجّعی نمودی و ترحّمی، بگرفتندی و نزدیک وی آوردندی و عقوبت کردندی. و چون روزگاری برآمد، هرون پشیمان شد از برانداختن برمکیان. مردی بصری یک روز میگذشت، چشمش بر داری از دارهای جعفر افتاد، با خویشتن گفت: سعدی : باب دوم در احسان
حکایت - شنیدم که پیری به راه حجاز
شنیدم که پیری به راه حجاز جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۷۷ - دلخسته آنزلف چو چوگان توام
دلخسته آنزلف چو چوگان توام شاطرعباس صبوحی : غزلیات
آرزو
اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۴۵ - سهل باشد همت ساقی، گر از مینا گذشت
سهل باشد همت ساقی، گر از مینا گذشت عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۴۰ - اینک رسید وعده، گشاد نقاب کو
اینک رسید وعده، گشاد نقاب کو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۴۵ - مفلس از بزم شراب ما توانگر می رود
مفلس از بزم شراب ما توانگر می رود