میرزا آقاخان کرمانی : نامهٔ باستان
بخش ۸۶ - پادشاهی سربار معروف به گراز
گراز پلید آن بد بدنژاد
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۷۱ - سرودم را بجرگ بلبلان رنگ دگر باشد
سرودم را بجرگ بلبلان رنگ دگر باشد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۹۶ - ما خاک بسر ز بی حسابی شده ایم
ما خاک بسر ز بی حسابی شده ایم
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۲۳ - نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم
نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۶۵ - مدح شیرزاد
راست کن طارم کاراسته شد گلشن
مولوی : غزلیات
غزل ۸۸۹ - روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
رویِ تو چون رویِ مار خویِ تو زَهرِ قَدید
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - ایدل چو زوصل یار مأیوس شدی
ایدل چو زوصل یار مأیوس شدی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۸۱ - تکیه چند از ضعف بر دوش عصا دارد کسی؟
تکیه چند از ضعف بر دوش عصا دارد کسی؟
حزین لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۴۵ - این قصیده را به طریقهٔ خاقانی سروده است
ای پرتو جمال تو را مظهر آفتاب
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۹۰- تاریخ ولادت عبدالکریم یکی از پسران شاعر
پوری از اکرام رب اکرم افتادم کرامت
نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرماید
دل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد
اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۱۱۲ - چون وسوسه ای تو را بگیرد دامن
چون وسوسه ای تو را بگیرد دامن
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۰۲ - آن خواجه که کم باد ز عالم نامش
آن خواجه که کم باد ز عالم نامش
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۱۱ - زلف مشکین تو سرمایه سود است مرا
زلف مشکین تو سرمایه سود است مرا
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲۰ - ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است
ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است
عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۴۸ - بیک خدنگ دژ آهنگ جنگ داری تنگ
بیک خدنگ دژ آهنگ جنگ داری تنگ
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۳۸ - رنجور غم عشق توأم تا دانی
رنجور غم عشق توأم تا دانی
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۵۵ - گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاری
گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاری
ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۱۵ - ابوزکریّا یحیی بن معاذالرّازی الواعظ
و از ایشان بود ابوزکریّا یحیی بن معاذالرّازی الواعظ بی همتا بود اندربارۀ خویش و زبانی داشت اندر رجا بدان مخصوص و بسخن معرفت و به بلخ شد و آنجا بایستاد و از آنجا باز نیشابور آمد و آنجا فرمان یافت اندر شهور سنه ثمان و خمسین و مأتین.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۸۲ - ز پستی بر فلک از پاکی گوهر شود شبنم
ز پستی بر فلک از پاکی گوهر شود شبنم