این متن به موضوعاتی مانند فقر، رهایی از حرص و طمع، و جستجوی معنویت و کمال اشاره دارد. شاعر از طریق تصاویر شاعرانه، مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی را بیان میکند. او از فقر به عنوان گنجی پنهان در زیر خاک یاد میکند و تأکید میکند که رهایی از حرص و طمع باعث آرامش و سعادت میشود. همچنین، شاعر به جمال الهی و عشق به معشوق الهی اشاره میکند و از طریق این مفاهیم، به دنبال بیان حقیقت و کمال است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۹۲ - هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی
دید غَرَض که فقر بُد بانگِ اَلَست را بلی ۱
عالَمِ خاک هَمچو تَل فقر چو گنجْ زیرِ او
شادیِ کودکان بُوَد بازی و لاغْ بر تَلی ۲
چَشمِ هر آن که بَسته شُد تابشِ حِرصْ خَسته شُد
وآن کِه زِ گنج رَسته شُد گشت گِران و کاهِلی ۳
گنجِ جَمالِ هَمچو مَهْ جانْش بِدیده گفته خَه
بر رَهِ او هزار شَهْ آه شِگَرف حاصِلی ۴
وَصفِ لَبَش بِگُفتَمی چهره جانْ شِکُفتَمی
راهِ بَیان بِرُفتَمی لیک کجاست واصِلی ۵
جانْ بِجَهان و هم بِجِه سَر بِمَکَش سَرَک بِنِه
گر چه دَرونِ هر دو دِهْ نیست درونِ قابلی ۶
ای تبریز مشتهر بند به شمس دین کمر
ز آنک مبارک است سر بر کف پای کاملی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.