عطار نیشابوری : هیلاج نامه
در هدایت یافتن در شریعت فرماید
ره مردان طلب کن تا بدانی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۲۳ - ای روان گرد درت اشک روان پیوسته
ای روان گرد درت اشک روان پیوسته عطار نیشابوری : هیلاج نامه
قال النبی صلی الله علیه و آله موتواقبل ان تموتوا
ز موتوا قبل اگر آگاه کشتی عطار نیشابوری : بیان الارشاد
در تحقیق مقامات اهل سلوک
مراد رهروان در فعل و طاعات صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۲۷ - نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
نتوان گرفت روزی هم از دهان هم عطار نیشابوری : بیان الارشاد
در شرح عشق فرماید
عجب مرغیست مرغ عشق جانا عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۳ - هر چند که نیستی کمت خواهد بود
هر چند که نیستی کمت خواهد بود عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۱ - در فرع کجا مشبّهی افتاده است
در فرع کجا مشبّهی افتاده است عطار نیشابوری : بخش بیستم
(۴) حکایت اردشیر و موبد و پسر شاپور
شنیدم پادشاهی یک زنی داشت صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۵۰ - التحقیق
ز حق باشد گرت در علم توفیق آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۲۸۶ - تا سوز دل از آن لب لعل نمکین است
تا سوز دل از آن لب لعل نمکین است عطار نیشابوری : بخش اول
(۱) حکایت زن صالحه که شوهرش بسفر رفته بود
زنی بودست با حسن و جمالی ابن یمین فَرومَدی : مثنویات
شمارهٔ ۶ - فی التوحید و المعرفه
پیش از آندم که بود کون و مکان صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۹۰۸ - نیست از خونابهنوشان هیچ کس جز من به جا
نیست از خونابهنوشان هیچ کس جز من به جا ابن یمین فَرومَدی : مثنویات
شمارهٔ ۵ - حکایت
شنیدم ز گفتار کار آگهان صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۹۸ - کشتی عقل فکندیم به دریای شراب
کشتی عقل فکندیم به دریای شراب ابن یمین فَرومَدی : مثنویات
شمارهٔ ١ - کارنامه
نسیم صبح جانم تازه کردی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۹۱ - بر آن رخسار نازک از نگاه تند میلرزم
بر آن رخسار نازک از نگاه تند میلرزم جامی : دفتر اول
بخش ۱۳۸ - در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قرب
پی به مقصود کی برد سالک جامی : دفتر اول
بخش ۱۱۰ - طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشان متعدی به غیر شود و هذا ارفع من الاول فان فی الاول سوء الظن بالناس و فی الثانی سؤ الظن بنفسه و سؤ الظن بنفسک اولی لأنک بنفسک اعرف
وان دگر رخت و بار برده به غار
در هدایت یافتن در شریعت فرماید
ره مردان طلب کن تا بدانی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۲۳ - ای روان گرد درت اشک روان پیوسته
ای روان گرد درت اشک روان پیوسته عطار نیشابوری : هیلاج نامه
قال النبی صلی الله علیه و آله موتواقبل ان تموتوا
ز موتوا قبل اگر آگاه کشتی عطار نیشابوری : بیان الارشاد
در تحقیق مقامات اهل سلوک
مراد رهروان در فعل و طاعات صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۲۷ - نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
نتوان گرفت روزی هم از دهان هم عطار نیشابوری : بیان الارشاد
در شرح عشق فرماید
عجب مرغیست مرغ عشق جانا عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۳ - هر چند که نیستی کمت خواهد بود
هر چند که نیستی کمت خواهد بود عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۱ - در فرع کجا مشبّهی افتاده است
در فرع کجا مشبّهی افتاده است عطار نیشابوری : بخش بیستم
(۴) حکایت اردشیر و موبد و پسر شاپور
شنیدم پادشاهی یک زنی داشت صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۵۰ - التحقیق
ز حق باشد گرت در علم توفیق آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۲۸۶ - تا سوز دل از آن لب لعل نمکین است
تا سوز دل از آن لب لعل نمکین است عطار نیشابوری : بخش اول
(۱) حکایت زن صالحه که شوهرش بسفر رفته بود
زنی بودست با حسن و جمالی ابن یمین فَرومَدی : مثنویات
شمارهٔ ۶ - فی التوحید و المعرفه
پیش از آندم که بود کون و مکان صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۹۰۸ - نیست از خونابهنوشان هیچ کس جز من به جا
نیست از خونابهنوشان هیچ کس جز من به جا ابن یمین فَرومَدی : مثنویات
شمارهٔ ۵ - حکایت
شنیدم ز گفتار کار آگهان صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۹۸ - کشتی عقل فکندیم به دریای شراب
کشتی عقل فکندیم به دریای شراب ابن یمین فَرومَدی : مثنویات
شمارهٔ ١ - کارنامه
نسیم صبح جانم تازه کردی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۹۱ - بر آن رخسار نازک از نگاه تند میلرزم
بر آن رخسار نازک از نگاه تند میلرزم جامی : دفتر اول
بخش ۱۳۸ - در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قرب
پی به مقصود کی برد سالک جامی : دفتر اول
بخش ۱۱۰ - طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشان متعدی به غیر شود و هذا ارفع من الاول فان فی الاول سوء الظن بالناس و فی الثانی سؤ الظن بنفسه و سؤ الظن بنفسک اولی لأنک بنفسک اعرف
وان دگر رخت و بار برده به غار