امام خمینی : غزلیات
باده عشق
من خراباتیام؛ از من، سخن یار مخواه امام خمینی : غزلیات
میِ چارهساز
ساقی، به روی من درِ میخانه باز کن امام خمینی : غزلیات
بت یکدانه
خرّم آن روز که ما عاکف میخانه شویم امام خمینی : غزلیات
بار یار
اکنون که در میکده بسته است به رویم امام خمینی : غزلیات
اخگر غم
آنکه ما را جفت با غم کرد، بنشانید فرد امامی هروی : قصاید
شمارهٔ ۱۸ - در مدح شمس الملک
وه که پیدا می کند هر دم ز روی روشنش امام خمینی : غزلیات
حُسن ختام
الا یا ایها الساقی! ز می پُر ساز جامم را امام خمینی : غزلیات
عید نوروز
باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۲ - تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من
تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۴۷ - دل هر کس که از خورشید ایمان گشت نورانی
دل هر کس که از خورشید ایمان گشت نورانی صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۳۹ - می بده ساقی که از فیض شراب صبحگاه
می بده ساقی که از فیض شراب صبحگاه صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۳۳ - ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح فخر الدین ابوالفتح منوچهر شروانشاه
صبحدم آب خضر نوش از لب جام گوهری صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۲۹ - بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۳۲ - دیده نرگس
آن شب که دگر روز مرا عزم سفر بود صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۶۹ - چه شیرینی است با لبهای آن شیرین پسر یارب
چه شیرینی است با لبهای آن شیرین پسر یارب صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۶۸ - می بده ساقی که از فیض شراب صبحگاه
می بده ساقی که از فیض شراب صبحگاه صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۶۲ - ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۵۸ - بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۰۷ - ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم
ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم
باده عشق
من خراباتیام؛ از من، سخن یار مخواه امام خمینی : غزلیات
میِ چارهساز
ساقی، به روی من درِ میخانه باز کن امام خمینی : غزلیات
بت یکدانه
خرّم آن روز که ما عاکف میخانه شویم امام خمینی : غزلیات
بار یار
اکنون که در میکده بسته است به رویم امام خمینی : غزلیات
اخگر غم
آنکه ما را جفت با غم کرد، بنشانید فرد امامی هروی : قصاید
شمارهٔ ۱۸ - در مدح شمس الملک
وه که پیدا می کند هر دم ز روی روشنش امام خمینی : غزلیات
حُسن ختام
الا یا ایها الساقی! ز می پُر ساز جامم را امام خمینی : غزلیات
عید نوروز
باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۲ - تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من
تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۴۷ - دل هر کس که از خورشید ایمان گشت نورانی
دل هر کس که از خورشید ایمان گشت نورانی صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۳۹ - می بده ساقی که از فیض شراب صبحگاه
می بده ساقی که از فیض شراب صبحگاه صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۳۳ - ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح فخر الدین ابوالفتح منوچهر شروانشاه
صبحدم آب خضر نوش از لب جام گوهری صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۲۹ - بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۳۲ - دیده نرگس
آن شب که دگر روز مرا عزم سفر بود صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۶۹ - چه شیرینی است با لبهای آن شیرین پسر یارب
چه شیرینی است با لبهای آن شیرین پسر یارب صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۶۸ - می بده ساقی که از فیض شراب صبحگاه
می بده ساقی که از فیض شراب صبحگاه صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۶۲ - ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۵۸ - بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۰۷ - ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم
ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم