غبار همدانی : غزلیات
شماره ۷۳ - ساقی قدحی پر کن مطرب به دفی کف زن
ساقی قدحی پر کن مطرب به دفی کف زن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۲۳ - بر یاد عشق بار هوس می توان کشید
بر یاد عشق بار هوس می توان کشید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۰ - در نظر دایم گرآن زلف دو تا باید مرا
در نظر دایم گرآن زلف دو تا باید مرا غبار همدانی : غزلیات
شماره ۳۹ - به یاد جفت و طاق ابروی یار
به یاد جفت و طاق ابروی یار ابن یمین فَرومَدی : اشعار عربی
شمارهٔ ٧٩ - قطعه
الا ان فعل المرء فی کل حاله غبار همدانی : غزلیات
شماره ۹۴ - بجانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی
بجانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۲۱ - ایضا این قصیده در مدح ابوالمظفر جلال الدین هنگام فتح قلعه اسیر گفته شده
چو رو به برج شرف کرد آفتاب منیر حزین لاهیجی : صفیر دل
بخش ۱۴ - حکایت
سیه دل امیری، شبی خفت مست کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۰۵ - آن بار که پیوسته به ما دل نگران بود
آن بار که پیوسته به ما دل نگران بود اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۵ - دل پرتو لطف تست رایش بفزای
دل پرتو لطف تست رایش بفزای مولوی : غزلیات
غزل ۹۴ - زهی عشق، زهی عشق، که ما راست خدایا
زِهی عشق، زِهی عشق، که ما راست خدایا غبار همدانی : غزلیات
شماره ۵۹ - زان خاک که با خون دل آمیخته دارم
زان خاک که با خون دل آمیخته دارم سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۱۶ - اکنون که ستد هوای تو داد از من
اکنون که ستد هوای تو داد از من غبار همدانی : غزلیات
شماره ۲۱ - ما را به یک کرشمه ز اهل نیاز کرد
ما را به یک کرشمه ز اهل نیاز کرد شاه نعمتالله ولی : مثنویات
شماره ۸ - ساقی مستیم و جام می به دست
ساقی مستیم و جام می به دست نهج البلاغه : نامه ها
نامه به يكى از فرماندارانش در مورد خیانت در حکومت
و من كتاب له عليهالسلام إلى بعض عماله أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي كُنْتُ أَشْرَكْتُكَ فِي أَمَانَتِي وَ جَعَلْتُكَ شِعَارِي وَ بِطَانَتِي وَ لَمْ يَكُنْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِي أَوْثَقَ مِنْكَ فِي نَفْسِي لِمُوَاسَاتِي وَ مُوَازَرَتِي وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ إِلَيَّ حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۶۸ - ز حد گذشت وز اندازه انتظار ای دوست
ز حد گذشت وز اندازه انتظار ای دوست خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
تکه ای از یک شعر - ویرانگری ، اساس نبرد است
ویرانگری ، اساس نبرد است سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۳۲ - دربیان آنکه شعر اولیاء همه تفسیر است و سر قرآن زیرا که ایشان از خود نیست گشتهاند و بخدا قائماند حرکت و سکون ایشان از حق است که قلب المؤمن بین اصبعین من اصابع الرحمن تقلبه کیف یشاء آلت محضاند در دست قدرت حق جنبش آلت را عاقل بآلت اضافت نکند بخلاف شعر شعراء که از فکرت و خیالات خود گفتهاند و از مبالغههای دروغ تراشیده و غرضشان از آن اظهار فضیلت و خودنمائی بوده است همچون آن بت پرست که بتی را که خود میتراشد معبود خود میکند که اتعبدون ما تنحتون شعرا شعراولیا را که از ترک حرص و فنای نفس آمده است همچو شعر خود مپندارند نمیدانند که در حقیقت فعل و قول ایشان از خالق است مخلوق را در آن مدخل نیست زیرا شعر ایشان خودنمائی نیست خدانمائی است مثال این دو شعر چنان باشد که باد چون از طرف گلشن آید بو
شعر عاشق بود همه تفسیر غبار همدانی : غزلیات
شماره ۸۱ - زند چون آتش حسنش زبانه
زند چون آتش حسنش زبانه
شماره ۷۳ - ساقی قدحی پر کن مطرب به دفی کف زن
ساقی قدحی پر کن مطرب به دفی کف زن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۲۳ - بر یاد عشق بار هوس می توان کشید
بر یاد عشق بار هوس می توان کشید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۰ - در نظر دایم گرآن زلف دو تا باید مرا
در نظر دایم گرآن زلف دو تا باید مرا غبار همدانی : غزلیات
شماره ۳۹ - به یاد جفت و طاق ابروی یار
به یاد جفت و طاق ابروی یار ابن یمین فَرومَدی : اشعار عربی
شمارهٔ ٧٩ - قطعه
الا ان فعل المرء فی کل حاله غبار همدانی : غزلیات
شماره ۹۴ - بجانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی
بجانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۲۱ - ایضا این قصیده در مدح ابوالمظفر جلال الدین هنگام فتح قلعه اسیر گفته شده
چو رو به برج شرف کرد آفتاب منیر حزین لاهیجی : صفیر دل
بخش ۱۴ - حکایت
سیه دل امیری، شبی خفت مست کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۰۵ - آن بار که پیوسته به ما دل نگران بود
آن بار که پیوسته به ما دل نگران بود اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۵ - دل پرتو لطف تست رایش بفزای
دل پرتو لطف تست رایش بفزای مولوی : غزلیات
غزل ۹۴ - زهی عشق، زهی عشق، که ما راست خدایا
زِهی عشق، زِهی عشق، که ما راست خدایا غبار همدانی : غزلیات
شماره ۵۹ - زان خاک که با خون دل آمیخته دارم
زان خاک که با خون دل آمیخته دارم سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۱۶ - اکنون که ستد هوای تو داد از من
اکنون که ستد هوای تو داد از من غبار همدانی : غزلیات
شماره ۲۱ - ما را به یک کرشمه ز اهل نیاز کرد
ما را به یک کرشمه ز اهل نیاز کرد شاه نعمتالله ولی : مثنویات
شماره ۸ - ساقی مستیم و جام می به دست
ساقی مستیم و جام می به دست نهج البلاغه : نامه ها
نامه به يكى از فرماندارانش در مورد خیانت در حکومت
و من كتاب له عليهالسلام إلى بعض عماله أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي كُنْتُ أَشْرَكْتُكَ فِي أَمَانَتِي وَ جَعَلْتُكَ شِعَارِي وَ بِطَانَتِي وَ لَمْ يَكُنْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِي أَوْثَقَ مِنْكَ فِي نَفْسِي لِمُوَاسَاتِي وَ مُوَازَرَتِي وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ إِلَيَّ حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۶۸ - ز حد گذشت وز اندازه انتظار ای دوست
ز حد گذشت وز اندازه انتظار ای دوست خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
تکه ای از یک شعر - ویرانگری ، اساس نبرد است
ویرانگری ، اساس نبرد است سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۳۲ - دربیان آنکه شعر اولیاء همه تفسیر است و سر قرآن زیرا که ایشان از خود نیست گشتهاند و بخدا قائماند حرکت و سکون ایشان از حق است که قلب المؤمن بین اصبعین من اصابع الرحمن تقلبه کیف یشاء آلت محضاند در دست قدرت حق جنبش آلت را عاقل بآلت اضافت نکند بخلاف شعر شعراء که از فکرت و خیالات خود گفتهاند و از مبالغههای دروغ تراشیده و غرضشان از آن اظهار فضیلت و خودنمائی بوده است همچون آن بت پرست که بتی را که خود میتراشد معبود خود میکند که اتعبدون ما تنحتون شعرا شعراولیا را که از ترک حرص و فنای نفس آمده است همچو شعر خود مپندارند نمیدانند که در حقیقت فعل و قول ایشان از خالق است مخلوق را در آن مدخل نیست زیرا شعر ایشان خودنمائی نیست خدانمائی است مثال این دو شعر چنان باشد که باد چون از طرف گلشن آید بو
شعر عاشق بود همه تفسیر غبار همدانی : غزلیات
شماره ۸۱ - زند چون آتش حسنش زبانه
زند چون آتش حسنش زبانه