شاعر در این متن از ساقی و مطرب میخواهد تا با نواختن دف و چنگ، فضایی شاد و آزاد ایجاد کنند. او از غم و اندوه گله میکند و خواهان رهایی از قید و بندهای زندگی است. شاعر توصیه میکند که به جای تحمل بار سنگین زندگی، سبکبال و آزاده زیست و از لحظات لذت برد. در نهایت، او دعوت به رها کردن قیدوبندهای ظاهری و پیوستن به جمعی شاد و آزاد میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خرابات' و 'جامی دو سه غرقف زن' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند و برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشند.
شماره ۷۳ - ساقی قدحی پر کن مطرب به دفی کف زن
در پیش سپاه غم با خیل طرب صف زن ۱
تا چند ز غم گردن در سلسله ها داری
چنگی پی آزادی بر سلسله دف زن ۲
تا در خم گردونی زین راز نه ای آگه
جهدی بکن و سنگی بر این خم اجوف زن ۳
با این خر لنگ ای دل این راه نگردد طی
یا پای به دامن کش یا بانگ به رفرف زن ۴
در طی طریق ای دل خوش نیست گرانباری
در منزل یک روزه خرگاه مخفف زن ۵
این خرقه تقوا را بفروش و مجرد شو
با ما بخرابات آی جامی دو سه غرقف زن ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.