نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۴ - فرمان تو بشنوم به پرواز آیم
فرمان تو بشنوم به پرواز آیم
رشیدالدین میبدی : ۱۸- سورة الکهف- مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَیْنِ» یعنى لابى جهل و لاخیه الحرث ابنى هشام بن المغیرة بن عبد اللَّه بن عمرو بن مخزوم حین اسلم الحرث و ثبت ابو جهل على کفره. و قیل هما اخوان من اهل مکّة احدهما مؤمن و الآخر کافر و اسم المؤمن ابو سلمة عبد اللَّه بن عبد الاسد بن عبد باللیل زوج امّ سلمة قبل النّبی (ص)، و الآخر کافر و هو الاسود بن عبد الاسد میگوید مثل زن این دو برادران را بآن دو مرد که در روزگار پیش بودند.
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۵۱ - اولم رام نمودی به دل آرامی‌ها
اولم رام نمودی به دل آرامی‌ها
قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۶۵ - ای دل ار نور جان طمع داری
ای دل ار نور جان طمع داری
اوحدالدین کرمانی : الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
شماره ۳۲ - هر کاو به جمال سروری مشتاق است
هر کاو به جمال سروری مشتاق است
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۵ - مگس‌وار از سر خوان وصال خود مران ما را
مگس‌وار از سر خوان وصال خود مران ما را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۹۱ - تسکین دل به شور محبت نمی شود
تسکین دل به شور محبت نمی شود
رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف‏
۱۰ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ الایة بدان که سرّ رسالت پیغامبران و حکمت فرستادن ایشان بخلق آنست که رب العالمین جل جلاله و عظم شأنه خلق را بیافرید، و ایشان را بدو صنف بیرون داد: صنفى اهل سعادت سزاى رحمت و کرامت، و صنفى اهل شقاوت سزاى عقوبت و نقمت. پیغامبران را فرستاد بایشان بشارت و نذارت را، چنان که گفت: رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ. بشارت سعدا راست اظهار مغفرت و رحمت را، و نذارت اشقیا را اظهار عزت و قدرت را. سعدا را گفت: وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا کَبِیراً. اشقیا را گفت: بَشِّرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً. و اگر اللَّه خواستندى خلق ایمان آوردندى بى‏پیغامبران و بى‏سفیران و رسولان، لکن خواست که از بندگان خود لختى را گرامى گرداند برسالت خویش، و بر فرق ایشان نهد تاج کرامت خویش. نه بینى که هر یکى را از ایشان شرفى دیگر داد و نواختى و تخصیصى دیگر؟! خلیل (ع) را گفت: دوست من است: وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا. آدم (ع) را گفت: صفىّ من است: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ. موسى (ع) را گفت: کلیم من است: وَ کَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَکْلِیماً. عیسى (ع) را گفت: وَ رُوحٌ مِنْهُ. مصطفى (ص) را گفت: حبیب من است: ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى‏.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۱۰ - شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد
شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد
شاطرعباس صبوحی : غزلیات
چشم نرگس
غم درآمد ز درم چون ز برم یار برفت
فروغ فرخزاد : اسیر
رویا
باز من ماندم و خلوتی سرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۴۰ - کسی که دل به خیال تو در گرو دارد
کسی که دل به خیال تو در گرو دارد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۸۰ - ای بر دل من عشق تو هر لحظه فزون
ای بر دل من عشق تو هر لحظه فزون
عطار نیشابوری : بخش اول
المقالة الاولی فی التوحید
به نام آنک جان را نور دین داد
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۷۸ - آدم و گندم، من و خال لب جانانه یی
آدم و گندم، من و خال لب جانانه یی
سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین
اندر مذمّت فرزند گوید
بود فرزند بد بود به دو باب
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۰ - ای از تو خرابی سبب آبادی
ای از تو خرابی سبب آبادی
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۹۱ - افسوس که شد به دل بهارت به خزان
افسوس که شد به دل بهارت به خزان
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۱۰ - رویت از آیینه ای دلدار می‌گیرم سراغ
رویت از آیینه ای دلدار می‌گیرم سراغ
امیر معزی : رباعیات
شماره ۷۶ - گر ابر به جود خویشتن را چو تو خواند
گر ابر به جود خویشتن را چو تو خواند