فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۱۰ - بهره تو آفرین می شد زسعد مشتری
بهره تو آفرین می شد زسعد مشتری سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۹ - در مدح نصیرالدین
عاشقی شد رسم و راه و سیرت و آئین مرا حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۲۹ - از یاد شکّر خنده اش، تلخی هجران شد لذیذ
از یاد شکّر خنده اش، تلخی هجران شد لذیذ میرزاده عشقی : غزلیات و قصاید
شمارهٔ ۸ - تجدید مطلع
در سر پیری برهنه پا بد «مولییر» سعدی : قطعات
شماره ۱۴۰ - هر که مشهور شد به بیادبی
هر که مشهور شد به بیادبی واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۸۵ - سرهنگ مصر گوشه نشینی کنون منم
سرهنگ مصر گوشه نشینی کنون منم هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۰۹ - باغ عیش من به جای گل همه خار آورد
باغ عیش من به جای گل همه خار آورد سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۹۲ - در مدح امیر اتابک برغوش
ببر ای باد صبا مژده بتلقین سروش جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۹۳ - مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت
مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۷ - خراش سینه شد امروز عیش دینه ی ما
خراش سینه شد امروز عیش دینه ی ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۱۲ - چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست
چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۷۵ - ای دهان تو و گفتار ز هم شیرین تر
ای دهان تو و گفتار ز هم شیرین تر سعدی : غزلیات
غزل ۵۱۰ - نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیبایی
نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیبایی صفایی جندقی : ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
بند ۳۶ - کاش آن زمان که نهب نمودند لشکرم
کاش آن زمان که نهب نمودند لشکرم شاطرعباس صبوحی : غزلیات
چشمه، دریا، قطره ...
حلقه حلقهٔ زلفش، تا ز باد لرزان شد کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۵۶ - زلف بر دوش آن پری در ماهتاب آمد برون
زلف بر دوش آن پری در ماهتاب آمد برون میرداماد : رباعیات
شماره ۳۷ - بوقلمونی و بایزیدی کفر است
بوقلمونی و بایزیدی کفر است یغمای جندقی : بخش سوم
شمارهٔ ۱۷ - به اسمعیل هنر نگاشته
نورچشم کرام اسمعیل، بیستم ربیع الثانی است و در خدمت خدام امیدگاهی حاجی زید مجده با عزتی لایق، زندگی می سپرم. بسیار مایل است که تاریخ آیات این دولت روز افزون را من انشا کنم. خدمتی نام انگیز، مداخل خیز، عزت آویز است. امتثال امر خدام حاجی زید فضله نیز بر من واجب، خاصه این خدمت که صلاح دنیا و آخرت ماست، ولی چون دماغم سوخته و آن حوصله ها که سابق بود نمانده، هنوز هوشی بذل کار نکرده ام، و دوشی زیر بار نداده، تا تقدیر خدائی چیست؟ باری بشود یا نشود دخلی به کار تو ندارد. صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۶۹ - افزود شوق بوسه مرا از لبان تو
افزود شوق بوسه مرا از لبان تو رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۱۸ - النوبة الاولى
قوله تعالى: قُلْ تَعالَوْا یا محمد! گوى بیائید أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ تا بر خوانم آنچه حرام کرد خداوند شما بر شما أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً انباز مگیرید با خداى هیچ چیز را وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً مىوصیت کنم شما را بنیکو کارى با پدر و مادر وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ و فرزندان خویش را مکشید مِنْ إِمْلاقٍ از بیم درویشى و تنگى نفقه نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ ما روزى دهیم شما را و ایشان را وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ و گرد زشتها مگردید ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ آنچه از آن آشکارا و آنچه از آن نهان وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ و مکشید تن مسلمانان که اللَّه حرام کرد خون آن إِلَّا بِالْحَقِّ مگر بقصاص یا رجم زانى پس احصان ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ این آنست که مىوصیّت کند اللَّه شما را لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (۱۵۱) تا مگر دریاوید.
شماره ۱۰ - بهره تو آفرین می شد زسعد مشتری
بهره تو آفرین می شد زسعد مشتری سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۹ - در مدح نصیرالدین
عاشقی شد رسم و راه و سیرت و آئین مرا حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۲۹ - از یاد شکّر خنده اش، تلخی هجران شد لذیذ
از یاد شکّر خنده اش، تلخی هجران شد لذیذ میرزاده عشقی : غزلیات و قصاید
شمارهٔ ۸ - تجدید مطلع
در سر پیری برهنه پا بد «مولییر» سعدی : قطعات
شماره ۱۴۰ - هر که مشهور شد به بیادبی
هر که مشهور شد به بیادبی واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۸۵ - سرهنگ مصر گوشه نشینی کنون منم
سرهنگ مصر گوشه نشینی کنون منم هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۰۹ - باغ عیش من به جای گل همه خار آورد
باغ عیش من به جای گل همه خار آورد سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۹۲ - در مدح امیر اتابک برغوش
ببر ای باد صبا مژده بتلقین سروش جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۹۳ - مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت
مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۷ - خراش سینه شد امروز عیش دینه ی ما
خراش سینه شد امروز عیش دینه ی ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۱۲ - چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست
چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۷۵ - ای دهان تو و گفتار ز هم شیرین تر
ای دهان تو و گفتار ز هم شیرین تر سعدی : غزلیات
غزل ۵۱۰ - نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیبایی
نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیبایی صفایی جندقی : ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
بند ۳۶ - کاش آن زمان که نهب نمودند لشکرم
کاش آن زمان که نهب نمودند لشکرم شاطرعباس صبوحی : غزلیات
چشمه، دریا، قطره ...
حلقه حلقهٔ زلفش، تا ز باد لرزان شد کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۵۶ - زلف بر دوش آن پری در ماهتاب آمد برون
زلف بر دوش آن پری در ماهتاب آمد برون میرداماد : رباعیات
شماره ۳۷ - بوقلمونی و بایزیدی کفر است
بوقلمونی و بایزیدی کفر است یغمای جندقی : بخش سوم
شمارهٔ ۱۷ - به اسمعیل هنر نگاشته
نورچشم کرام اسمعیل، بیستم ربیع الثانی است و در خدمت خدام امیدگاهی حاجی زید مجده با عزتی لایق، زندگی می سپرم. بسیار مایل است که تاریخ آیات این دولت روز افزون را من انشا کنم. خدمتی نام انگیز، مداخل خیز، عزت آویز است. امتثال امر خدام حاجی زید فضله نیز بر من واجب، خاصه این خدمت که صلاح دنیا و آخرت ماست، ولی چون دماغم سوخته و آن حوصله ها که سابق بود نمانده، هنوز هوشی بذل کار نکرده ام، و دوشی زیر بار نداده، تا تقدیر خدائی چیست؟ باری بشود یا نشود دخلی به کار تو ندارد. صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۶۹ - افزود شوق بوسه مرا از لبان تو
افزود شوق بوسه مرا از لبان تو رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۱۸ - النوبة الاولى
قوله تعالى: قُلْ تَعالَوْا یا محمد! گوى بیائید أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ تا بر خوانم آنچه حرام کرد خداوند شما بر شما أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً انباز مگیرید با خداى هیچ چیز را وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً مىوصیت کنم شما را بنیکو کارى با پدر و مادر وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ و فرزندان خویش را مکشید مِنْ إِمْلاقٍ از بیم درویشى و تنگى نفقه نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ ما روزى دهیم شما را و ایشان را وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ و گرد زشتها مگردید ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ آنچه از آن آشکارا و آنچه از آن نهان وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ و مکشید تن مسلمانان که اللَّه حرام کرد خون آن إِلَّا بِالْحَقِّ مگر بقصاص یا رجم زانى پس احصان ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ این آنست که مىوصیّت کند اللَّه شما را لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (۱۵۱) تا مگر دریاوید.