خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، غزلی عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و عشق سخن میگوید. او از ناملایمات روزگار و بخت ناسازگار شکایت میکند، اما در عین حال به عشق و امید به دیدار معشوق پایبند است. تصاویر شعری مانند «خراش سینه»، «آبگینه»، «ستاره تیره»، و «جام جم» به زیبایی احساسات شاعر را بیان میکنند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد تا به طور کامل درک شوند.
شماره ۴۷ - خراش سینه شد امروز عیش دینه ی ما
خراش سینه شد امروز عیش دینه ی ما
چه سنگ بود که آمد بر آبگینه ی ما ۱
ستاره تیره و طالع ضعیف و بخت زبون
بقرنها نتوان یافتن قرینه ی ما ۲
شکست گرمی بازار گنبد مینا
چو آفتاب تو پیدا شد از مدینه ی ما ۳
تو دور میروی از راه ورنه نزدیکست
رهی بسوی تو باز از شکاف سینه ی ما ۴
زحال خویش نگردد چنانکه نقش نگین
در آب و آتش اگر افگنی سفینه ی ما ۵
چه جای جام جم اکنون که عشق شد ساقی
زلال خضر بود جرعه ی کمینه ی ما ۶
تو دوست باش فغانی و بد مگردان دل
ببند خلق جهان، گو کمر بکینه ی ما ۷
چه سنگ بود که آمد بر آبگینه ی ما ۱
ستاره تیره و طالع ضعیف و بخت زبون
بقرنها نتوان یافتن قرینه ی ما ۲
شکست گرمی بازار گنبد مینا
چو آفتاب تو پیدا شد از مدینه ی ما ۳
تو دور میروی از راه ورنه نزدیکست
رهی بسوی تو باز از شکاف سینه ی ما ۴
زحال خویش نگردد چنانکه نقش نگین
در آب و آتش اگر افگنی سفینه ی ما ۵
چه جای جام جم اکنون که عشق شد ساقی
زلال خضر بود جرعه ی کمینه ی ما ۶
تو دوست باش فغانی و بد مگردان دل
ببند خلق جهان، گو کمر بکینه ی ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.