خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای عاشقانه خود میگوید و بیان میکند که عشق او همراه با غم و اندوه بوده است. او از گریهها و نالههایش سخن میگوید که حتی سنگها را به ناله وامیدارد. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و تأثیر آن را بر خود و دیگران توصیف میکند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۰۹ - باغ عیش من به جای گل همه خار آورد
باغ عیش من به جای گل همه خار آورد
آری، این نخلی که من دارم، همین بار آورد ۱
کوه از سیل سرشکم در صدا آید، بلی
گریه من سنگ را در ناله زار آورد ۲
عالمی در گریه است از ناله جانسوز من
نوحه ای کز درد خیزد گریه بسیار آورد ۳
گر دل آزرده را جز داغ او مرهم نهم
بر دل آن مرهم شود داغی که آزار آورد ۴
هر که ابروی تو دید و مایل محراب شد
زود باشد کز خجالت رو به دیوار آورد ۵
تا ز خورشید جمالت گرم شد بازار حسن
هر دم این دیوانه را سودا به بازار آورد ۶
پای بر فرق هلالی نه، که بهر مقدمت
هر زمان صد گوهر از چشم گهر بار آورد ۷
آری، این نخلی که من دارم، همین بار آورد ۱
کوه از سیل سرشکم در صدا آید، بلی
گریه من سنگ را در ناله زار آورد ۲
عالمی در گریه است از ناله جانسوز من
نوحه ای کز درد خیزد گریه بسیار آورد ۳
گر دل آزرده را جز داغ او مرهم نهم
بر دل آن مرهم شود داغی که آزار آورد ۴
هر که ابروی تو دید و مایل محراب شد
زود باشد کز خجالت رو به دیوار آورد ۵
تا ز خورشید جمالت گرم شد بازار حسن
هر دم این دیوانه را سودا به بازار آورد ۶
پای بر فرق هلالی نه، که بهر مقدمت
هر زمان صد گوهر از چشم گهر بار آورد ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۸ - به ناز می رود و سوی کس نمی نگرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۰ - تا کی آن شوخ نظر بر دگری اندازد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.