خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق و دلباختگی سخن میگوید و از بیتوجهی معشوق شکایت دارد. او از درد فراق و رنج عشق مینالد و آرزو میکند که معشوق به او نیز نظری کند. همچنین، به مقایسه خود با دیگر عاشقان میپردازد و از بخت بد و رقیبان میگوید.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و حسادت به رقیبان ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۱۱۰ - تا کی آن شوخ نظر بر دگری اندازد؟
تا کی آن شوخ نظر بر دگری اندازد؟
کاشکی جانب ما هم نظری اندازد ۱
آه از آن خنجر مژگان، که به هر چشم زدن
چاکها در دل خونین جگری اندازد ۲
بخت بد گر نرساند خبر وصل تو را
باری از مرگ رقیبان خبری اندازد ۳
ای خوش آن عاشق پر ذوق، که از غایت شوق
دست در گردن زرین کمری اندازد ۴
سر گرانست هلالی، قدح باده بیار
تا شود مست و به پای تو سری اندازد ۵
کاشکی جانب ما هم نظری اندازد ۱
آه از آن خنجر مژگان، که به هر چشم زدن
چاکها در دل خونین جگری اندازد ۲
بخت بد گر نرساند خبر وصل تو را
باری از مرگ رقیبان خبری اندازد ۳
ای خوش آن عاشق پر ذوق، که از غایت شوق
دست در گردن زرین کمری اندازد ۴
سر گرانست هلالی، قدح باده بیار
تا شود مست و به پای تو سری اندازد ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹ - باغ عیش من به جای گل همه خار آورد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱ - یار، هر چند که رعنا و سهی قد باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.