خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد عشق یکطرفه و ناامیدی است که در آن شاعر از بیتوجهی معشوق و بیپاسخ ماندن احساساتش شکایت میکند. او با وجود تمام تلاشها و رنجهایش، توجهی از سوی معشوق دریافت نمیکند و این نگاه یکطرفه باعث رنجش شده است.
این شعر دارای مضامین عاطفی عمیق و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۱۰۸ - به ناز می رود و سوی کس نمی نگرد
به ناز می رود و سوی کس نمی نگرد
هزار آه کشم، یک نفس نمی نگرد ۱
گهی به پس روم و گه سر رهش گیرم
ولی چه فایده؟ چون پیش و پس نمی نگرد ۲
چو غمزه اش ره دین زد چه سود ناله جان؟
که راهزن به فغان جرس نمی نگرد ۳
کسی که در هوس روی ماه رخساریست
در آفتاب ز روی هوس نمی نگرد ۴
دلم به سینه صد چاک مشکل آید باز
که مرغ رفته به سوی قفس نمی نگرد ۵
خطاست پیش رخش سوی نو خطان دیدن
کسی به موسم گل خار و خس نمی نگرد ۶
گذشت و سوی هلالی ندید و رحم نکرد
چه طالعست که هرگز به کس نمی نگرد؟ ۷
هزار آه کشم، یک نفس نمی نگرد ۱
گهی به پس روم و گه سر رهش گیرم
ولی چه فایده؟ چون پیش و پس نمی نگرد ۲
چو غمزه اش ره دین زد چه سود ناله جان؟
که راهزن به فغان جرس نمی نگرد ۳
کسی که در هوس روی ماه رخساریست
در آفتاب ز روی هوس نمی نگرد ۴
دلم به سینه صد چاک مشکل آید باز
که مرغ رفته به سوی قفس نمی نگرد ۵
خطاست پیش رخش سوی نو خطان دیدن
کسی به موسم گل خار و خس نمی نگرد ۶
گذشت و سوی هلالی ندید و رحم نکرد
چه طالعست که هرگز به کس نمی نگرد؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۷ - من عاشق و دیوانه و مستم، چه توان کرد؟
گوهر بعدی:غزل ۱۰۹ - باغ عیش من به جای گل همه خار آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.