اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۴۰۳ - صنما، بی‌تو مرا کار به جان آمده گیر
صنما، بی‌تو مرا کار به جان آمده گیر
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - گفتم کمند عشق تو در گردن منست
گفتم کمند عشق تو در گردن منست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۹۴ - به گوشم ناله اغیار دردآلود می آید
به گوشم ناله اغیار دردآلود می آید
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۹۹ - نور ایمان از بیاض روی اوست
نور ایمان از بیاض روی اوست
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۰۷ - یارب تو مرا دولت بینایی ده
یارب تو مرا دولت بینایی ده
مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۲۲ - هم تو شمعی، هم تو شاهد هم تو می
هم تو شمعی، هم تو شاهِد هم تو مَیْ
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۸۵ - روزی که حرف عشق مرا بر زبان گذشت
روزی که حرف عشق مرا بر زبان گذشت
ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت پانزدهم - کبر و تفاوت آن با عجب
و آن عبارت است از حالتی که آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و اعتقاد برتری خود را بر غیر داشته باشد و فرق این با عجب، آن است که آدمی خود را شخصی داند، و خود پسند باشد، اگر چه پای کسی دیگر در میان نباشد، ولی در کبر، باید پای غیر نیز در میان آید تا خود را از آن برتر داند و بالاتر بیند و این کبر، صفتی است در نفس و باطن و از برای این صفت، در ظاهر، آثار و ثمرات چندی است که اظهار آن آثار را تکبر گویند .
فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۷۲ - ما توأمیم با گل رعنا در این چمن
ما توأمیم با گل رعنا در این چمن
عطار نیشابوری : دفتر اول
بر پرگرفتن جبرئیل(ع)آدم علیه السّلام را و تقریر کردن جنّات عدن
بهرجایی روان کز عشق میشد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۱ - کنم نظاره چون بی پرده رخسار نکویش را؟
کنم نظاره چون بی پرده رخسار نکویش را؟
رشیدالدین میبدی : ۱۱- سورة هود - مکیة
۶ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً کردگار قدیم جبّار نام دار عظیم خداوند حکیم، جلّ جلاله و عزّ کبریاؤه و عظم شأنه در بیان قصه عاد و ثمود اظهار جلال و تعزّز و استغناى ازلى میکند، سیاست جبّارى و عظمت قهارى خود بخلق مینماید، تا بدانند که او بى‏نیاز است از جهان و جهانیان، نه ملک وى بطاعت مطیعان، نه عزّت وى بتوحید موحدان، نه در جلال وى نقص آید از کفر کافران، درگاه عزّت را چه زیان، اگر همه عالم زنّار بر بندند: در باغ جلال گو خلالى کم باش.
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۷۹ - نوبهار آمد و بگذشت به شادی مه دی
نوبهار آمد و بگذشت به شادی مه دی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۲۳ - دل پر آرزو خالی زشور و شر نمی باشد
دل پر آرزو خالی زشور و شر نمی باشد
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۳۴ - ندانستم که اهلیت گناهست
ندانستم که اهلیت گناهست
سعیدا : غزلیات
شماره ۲۰۷ - بندی چرا میان عداوت به کین چرخ؟
بندی چرا میان عداوت به کین چرخ؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۰۲ - فروغ دولت بیدار از شراب بگیر
فروغ دولت بیدار از شراب بگیر
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست هم‌چون آن مرغی کی قصد صید ملخ می‌کرد و به صید ملخ مشغول می‌بود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمی‌بینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش می‌بین تا چشم نیز باز شدن
مُرغَکی اَنْدَر شِکارِ کِرْم بود
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۳۱۵ - وله ایضا
دریا دلا تو آنی، کز فیض طبع روشن
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۴۶ - منم آنکه هر نفسم بدل ستمی ز عشوه‌گری رسد
منم آنکه هر نفسم بدل ستمی ز عشوه‌گری رسد