صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۱۰ - طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد
طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - هر لحظه ام خیال بسوی دگر برد
هر لحظه ام خیال بسوی دگر برد
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - اگر بسعی تو فضل خدای گشت رفیق
اگر بسعی تو فضل خدای گشت رفیق
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۱۰ - پشت و پناه من بود، دیوار دلبر من
پشت و پناه من بود، دیوار دلبر من
رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۵ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ بر ایشان خوان: نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ خبر دو پسر آدم، بِالْحَقِّ براستى و پیغام من، إِذْ قَرَّبا قُرْباناً آن گه که قربان کردند هر دو، فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما بپذیرفتند قربان از یکى از ایشان دو، وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ و نپذیرفتند از آن دیگر، قالَ گفت: لَأَقْتُلَنَّکَ لا بد ترا بکشم، قالَ جواب داد: إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ (۲۷) اللَّه که کردار پذیرد، از پرهیزگاران و راستان پذیرد.
شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - بر دل ریشم لبت دارد بسی حق نمک
بر دل ریشم لبت دارد بسی حق نمک
حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۵۴ - در تاریخ فوت عالمی عبدالله نام۳
نور دل و دیده، مجلس آرای زمان
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۰۰ - سودای تو هر شب کشدم بر سر کوئی
سودای تو هر شب کشدم بر سر کوئی
وفایی مهابادی : غزلیات
شماره ۱۶ - مرا بی تاب داری هر دم ای زلف بتاب امشب
مرا بی تاب داری هر دم ای زلف بتاب امشب
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۶۶ - در خواب گه از دل به شب آتش بیزم
در خواب گه از دل به شب آتش بیزم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۹۹ - سبکروان ز خم آسمان برآمده اند
سبکروان ز خم آسمان برآمده اند
عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۵۲ - شمع آمد و گفت: شهر پر خندهٔ ماست
شمع آمد و گفت: شهر پر خندهٔ ماست
سعدی : قطعات
شماره ۱۴۷ - ملکداری با دیانت باید و فرهنگ و هوش
ملکداری با دیانت باید و فرهنگ و هوش
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۳ - ساقیا کمتر می امشب از کرم دادی مرا
ساقیا کمتر می امشب از کرم دادی مرا
قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۱۹ - در شکایت از عدم وصول حوالتی که برای او شده است
ای خواجه تا کی از تو بیداد و ظلم بر من
جمال‌الدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۵۴ - دل جفا بیش بر نمی تابد
دل جفا بیش بر نمی تابد
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۲ - ما که پیش از مرگ آسایش تمنا می کنیم
ما که پیش از مرگ آسایش تمنا می کنیم
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۰۷ - معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود
معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۸۱ - مرا قلاش می‌خوانند، هستم
مرا قلاش می‌خوانند، هستم
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۶۰ - آگاه شدن شاه از رفتن سلامان و خبر نایافتن از حال وی و آیینه گیتی نمای را کار فرمودن و حال وی را دانستن
شه چو شد آگاه بعد از چند گاه