فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۷۱ - آن جام طرب فزای ساقی
آن جام طرب فزای ساقی مجد همگر : رباعیات
شماره ۵۰۴ - ای روی تو آراسته بی آرایش
ای روی تو آراسته بی آرایش عنصرالمعالی : قابوسنامه
باب چهل و یکم: در آیین و رسم اسفهسالاری
بدان ای پسر که اگر اسفهسالار باشی با لشکر و رعیت محسن باش، هم از جانب خویش نکویی کن و هم از جانب خداوند خویش و از بهر رعیت نیکویی خواه و همیشه با هیبت باش و طریق لشکر شناختن و مصاف کشیدن سره بدان، روزی که مصافی افتد بر میمنه و میسره سالاران را جنگ آموز و در جنگ مردان آزموده و جهان دیده فرست و شجاعترین سالاری را با نیکترین قومی در جناح لشکر بایستان، که پشت لشکر آن قوم باشند که در جناح باشند؛ اگر چه ضعیف خصمی باشد او را بضعیفی منگر و دربار آن ضعیف همچنان احتیاط کن که در باب قوی کنی و در حرب دلیر مباش، که از دلیری لشکر را بر باد دهی و نیز چندان بد دل مباش، که از بد دلی خویش لشکر را منهزم گردانی و از جاسوس فرستادن تقصیر مکن و روز مصاف چون چشم بر لشکر خصم افکنی هر دو گروه روی بروی یک دیگر نهند خندهناک باش و بالشکر خویش همیگوی که: که باشند و چه اصل دارند ایشان؟ همین ساعت دمار ازیشان بر آریم و بیکبار لشکر پیش مبر و علامت علامت و فوج فوج سوار همیفرست، یکیک سالار را و یکیک سرهنگ را نام زد همیکن که: یا فلان تو برو با قوم خویش و کسی را که حملهٔ امیر را بشاید پیش خویش میدار و هر که جنگ نیک کند و کسی را بیفکند یا مجروح کند، یا سواری بگیرد، یا اسبی بیارد، یا سری بیآرد و خدمتی پسندیده کند او را باضعاف آن خدمت مراعات کن، از خلعت و زیادت معاش و در آن وقت در مال تصرف مکن و دون همت مباش، تا غرض تو بحاصل شود؛ چون این بوینند همه لشکر را آرزوی جنگ خیزد و هیچ کس در جنگ مقصر نباشد و فتحی بمراد برآید؛ اگر مقصود تو برین جمله حاصل شود فبها و نعمه و تو شتاب زدگی مکن و بر جای خویش باش و هیچ کوشش مکن، که چون جنگ با سفهسالار افتاد کار تنگ درآمده باشد؛ پس اگر جنگ با تو افتد صعب کوش و هزیمت در دل مگیر و مرگ را بکوش، که هر که مرگ اندر دل کرد از جای خویش نتوان گسست {و نگر تا از آن اسفهسالاران نباشی که عسجدی گوید، اندر فتح خوارزم سلطان محمود، بیت: صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۷۲ - کوری خود گر نبینند اهل دنیا دور نیست
کوری خود گر نبینند اهل دنیا دور نیست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۵۹ - جفا کن بو که این دل بازگردد
جفا کن بو که این دل بازگردد سنایی غزنوی : قصاید
قصیده ۱۸۸ - عشق تو بربود ز من مایهٔ مایی و منی
عشق تو بربود ز من مایهٔ مایی و منی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۷۶ - ای باد، بوی یار بدین مبتلا رسان
ای باد، بوی یار بدین مبتلا رسان عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۴۷ - ما هر دو جهان زیر قدم آوردیم
ما هر دو جهان زیر قدم آوردیم اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۱۰۶ - می بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم
می بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۸۳ - با ناله همی چو ابر بهمن گریم
با ناله همی چو ابر بهمن گریم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۰۰ - کس به هجر تو یار کس نشود
کس به هجر تو یار کس نشود شیخ بهایی : مقطعات
شماره ۷ - مستان که گام در حرم کبریا نهند
مستان که گام در حرم کبریا نهند کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۱۹ - امشب آن به به وثاق که فرو می آید
امشب آن به به وثاق که فرو می آید ایرج میرزا : قصیده ها
مزاح با ابوالحسن خان
ای بر کچلان دهر سرهنگ سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۲۲ - دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد
دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۵۹ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین سپاهسالار
دوش متواریک بوقت سحر ادیب صابر : غزلیات
شماره ۱۴ - می خوارگان که باده ز رطل گران خورند
می خوارگان که باده ز رطل گران خورند ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۷۴ - نامه ی کوش به طیهور به مکر و فریب
چو آگاه شد کآتبین شد درست امام خمینی : قطعات و اشعار پراکنده
بلای هجران
هیچ دانی که ز هجران تو حالم چون شد؟ اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۴ - امیرالمؤمنین حسن علیه صلوات الله
ای گوهر فضل و علم و دریای علوم
غزل ۲۷۱ - آن جام طرب فزای ساقی
آن جام طرب فزای ساقی مجد همگر : رباعیات
شماره ۵۰۴ - ای روی تو آراسته بی آرایش
ای روی تو آراسته بی آرایش عنصرالمعالی : قابوسنامه
باب چهل و یکم: در آیین و رسم اسفهسالاری
بدان ای پسر که اگر اسفهسالار باشی با لشکر و رعیت محسن باش، هم از جانب خویش نکویی کن و هم از جانب خداوند خویش و از بهر رعیت نیکویی خواه و همیشه با هیبت باش و طریق لشکر شناختن و مصاف کشیدن سره بدان، روزی که مصافی افتد بر میمنه و میسره سالاران را جنگ آموز و در جنگ مردان آزموده و جهان دیده فرست و شجاعترین سالاری را با نیکترین قومی در جناح لشکر بایستان، که پشت لشکر آن قوم باشند که در جناح باشند؛ اگر چه ضعیف خصمی باشد او را بضعیفی منگر و دربار آن ضعیف همچنان احتیاط کن که در باب قوی کنی و در حرب دلیر مباش، که از دلیری لشکر را بر باد دهی و نیز چندان بد دل مباش، که از بد دلی خویش لشکر را منهزم گردانی و از جاسوس فرستادن تقصیر مکن و روز مصاف چون چشم بر لشکر خصم افکنی هر دو گروه روی بروی یک دیگر نهند خندهناک باش و بالشکر خویش همیگوی که: که باشند و چه اصل دارند ایشان؟ همین ساعت دمار ازیشان بر آریم و بیکبار لشکر پیش مبر و علامت علامت و فوج فوج سوار همیفرست، یکیک سالار را و یکیک سرهنگ را نام زد همیکن که: یا فلان تو برو با قوم خویش و کسی را که حملهٔ امیر را بشاید پیش خویش میدار و هر که جنگ نیک کند و کسی را بیفکند یا مجروح کند، یا سواری بگیرد، یا اسبی بیارد، یا سری بیآرد و خدمتی پسندیده کند او را باضعاف آن خدمت مراعات کن، از خلعت و زیادت معاش و در آن وقت در مال تصرف مکن و دون همت مباش، تا غرض تو بحاصل شود؛ چون این بوینند همه لشکر را آرزوی جنگ خیزد و هیچ کس در جنگ مقصر نباشد و فتحی بمراد برآید؛ اگر مقصود تو برین جمله حاصل شود فبها و نعمه و تو شتاب زدگی مکن و بر جای خویش باش و هیچ کوشش مکن، که چون جنگ با سفهسالار افتاد کار تنگ درآمده باشد؛ پس اگر جنگ با تو افتد صعب کوش و هزیمت در دل مگیر و مرگ را بکوش، که هر که مرگ اندر دل کرد از جای خویش نتوان گسست {و نگر تا از آن اسفهسالاران نباشی که عسجدی گوید، اندر فتح خوارزم سلطان محمود، بیت: صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۷۲ - کوری خود گر نبینند اهل دنیا دور نیست
کوری خود گر نبینند اهل دنیا دور نیست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۵۹ - جفا کن بو که این دل بازگردد
جفا کن بو که این دل بازگردد سنایی غزنوی : قصاید
قصیده ۱۸۸ - عشق تو بربود ز من مایهٔ مایی و منی
عشق تو بربود ز من مایهٔ مایی و منی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۷۶ - ای باد، بوی یار بدین مبتلا رسان
ای باد، بوی یار بدین مبتلا رسان عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۴۷ - ما هر دو جهان زیر قدم آوردیم
ما هر دو جهان زیر قدم آوردیم اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۱۰۶ - می بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم
می بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۸۳ - با ناله همی چو ابر بهمن گریم
با ناله همی چو ابر بهمن گریم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۰۰ - کس به هجر تو یار کس نشود
کس به هجر تو یار کس نشود شیخ بهایی : مقطعات
شماره ۷ - مستان که گام در حرم کبریا نهند
مستان که گام در حرم کبریا نهند کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۱۹ - امشب آن به به وثاق که فرو می آید
امشب آن به به وثاق که فرو می آید ایرج میرزا : قصیده ها
مزاح با ابوالحسن خان
ای بر کچلان دهر سرهنگ سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۲۲ - دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد
دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۵۹ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین سپاهسالار
دوش متواریک بوقت سحر ادیب صابر : غزلیات
شماره ۱۴ - می خوارگان که باده ز رطل گران خورند
می خوارگان که باده ز رطل گران خورند ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۷۴ - نامه ی کوش به طیهور به مکر و فریب
چو آگاه شد کآتبین شد درست امام خمینی : قطعات و اشعار پراکنده
بلای هجران
هیچ دانی که ز هجران تو حالم چون شد؟ اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۴ - امیرالمؤمنین حسن علیه صلوات الله
ای گوهر فضل و علم و دریای علوم