خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و رابطه‌ی پیچیده‌ی عشق و رنج است. شاعر از باده‌نوشی، وصال و هجران، و تأثیرات عشق بر زندگی خود سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند آزادی، کعبه و کنشت دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به شراب و مسائل پیچیده‌ی روحی، مناسب مخاطبان با درک بالاتر از ادبیات و فلسفه است.

مشاهده کامل

غزل ۲۳ - ساقیا کمتر می امشب از کرم دادی مرا

ساقیا کمتر می امشب از کرم دادی مرا
تا سحر پیمانه پر کردی و کم دادی مرا ۱

تا شراب آلوده لعلت گفت حرفی از کباب
رخصتی بر صید مرغان حرم دادی مرا ۲

شام اگر قوت روانم دادی از خون جگر
صبح یاقوت روان از جام جم دادی مرا ۳

دوش گفتی ماجرای وصل و هجرانت به من
هم امید لطف و هم بیم ستم دادی مرا ۴

در محبت یک نفس آسایشم حاصل نشد
کز پس هر عافیت چندین الم دادی مرا ۵

من که در عهدت سر مویی نورزیدم خلاف
مو به مو، ناحق به گیسویت قسم دادی مرا ۶

من نمی‌دانم که در چشم خمارینت چه بود
کز همه ترکان آهو چشم، رم دادی مرا ۷

تا خط سبز تو سر زد فارغ از ریحان شدم
خط آزادی ازین مشکین رقم دادی مرا ۸

تا نهادم گام در کویت روا شد کام من
منتهای کام در اول قدم دادی مرا ۹

تا فکندی حلقه‌های زلف را در پیچ و خم
بر سر هر حلقه‌ای صد پیچ و خم دادی مرا ۱۰

گاهیم در کعبه آوردی و گاهی در کنشت
گه مسلمان و گهی کافر قلم دادی مرا ۱۱

چون میسر نیست دیدار تو دیدن جز به خواب
پس چرا بیداری از خواب عدم دادی مرا ۱۲

تا لبان من شدی در مدح سلطان عجم
شهرتی هم در عرب هم در عجم دادی مرا ۱۳

ناصرالدین شه، فروغی آن که گفتش آفتاب
روشنیها از رخت هر صبح‌دم دادی مرا ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲ - وقت مردن پا نهاد آن شمع بالین مرا
گوهر بعدی:غزل ۲۴ - گر به تیغت می‌زند گردن بنه تسلیم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.