عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۴۶ - از عشق تو روی بر زمینم بنشین
از عشق تو روی بر زمینم بنشین صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۰۱ - ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران
ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۱۶ - ای تو را آروزی نعمت و ناز
ای تو را آروزی نعمت و ناز وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۳۵ - مگر شد سینهام شب وادی طور
مگر شد سینهام شب وادی طور صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۵۰۵ - غم بیحاصلی خویش نخوردی یک بار
غم بیحاصلی خویش نخوردی یک بار سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۳۰ - ملتقچی
چون فتیله شوخ ملتقچی ز حرفم سرنتافت عطار نیشابوری : باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد
شماره ۳۶ - زین شیوه که اکنون گل تر میخیزد
زین شیوه که اکنون گل تر میخیزد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۵ - ما صاف دلیم و کار دشمن دغلیست
ما صاف دلیم و کار دشمن دغلیست قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۲۰ - سخن از بوسهٔ آن لعل لب نوش افتاد
سخن از بوسهٔ آن لعل لب نوش افتاد خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه
دل روی مراد از آن ندیده است حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۲ - دلا اگر نفسی می زنی به صدق و صفا
دلا اگر نفسی می زنی به صدق و صفا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۹۲ - به توحید خدا همچون الف گویاست تنهایی
به توحید خدا همچون الف گویاست تنهایی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۴۹ - فروغ روی تو برقی به خرمن گل ریخت
فروغ روی تو برقی به خرمن گل ریخت زرتشت : خرده اوستا
سی روزه ی کوچک
1 . [روز] هرمزد رایومند فرّ ه مند و امشاسپندان 2 . [ روز ] بهمن ، آشتی پیروز که دیدبان دیگر آفریدگان است . دانش سرشتی مزدا آفریده . دانش آموزشی مزدا داده . 3 . [ رو ز] اردیبهشت ، زیباترین امشاسپندان ، نماز ایریمن ایشیه ی توانای مزدا آفرید ه و سو ک ی نیک فراخ دیدگاه مزدا آفریده ی اشون . 4 . [ رو ز] شهریور ، فلز گداخته وآموزشی که درویشان را پناه بخشد . 5 . [ روز] سپندارمذ نیک . راتای نیک فراخ دیدگاه مزدا آفریده ی اشون . 6 . [ روز] خرداد رد . یاریه هوشیتی ، ایزدان سال و روان ردان اَشه . 7 . [ روز] آمرداد رد . گله های پرواری ، خرمن سود بخش ، گو کرن ی زور مند مزدا آفریده . [هاونگاه ] مهر فراخ چراگاه و رام بخشنده ی چراگاه خوب [ رپیثوینگاه ] اردیبهشت و آذر اهوره مزدا . [ ازیرینگاه ] رد بزرگوار نپات اپام وآب مزدا آفریده . [ اویسرو ثریمگاه ] فروشی های اشونان و زنان و گروه فرزندانشان . یایریه هوشیتی و ام ی نیک آفریده ی برزمند و بهرام اهوره افریده و اوپرتات پیروز . [اشهینگاه ] سروش پارسای پاداش بخش پیروز گیتی افزای و رشن راست ترین وارشتاد گیتی افزای . 8 . [روز ] دادار ( دی به آذر) . اهوره مزدای رایومند فرّ ه مند و امشاسپندان . 9 . [ روز ] آذر اهوره مزدا . فرّ و پاداش مزدا آفریده ، فرّ ایرانی مزدا آفریده ، فرّ کیانی مزدا آفریده و آذر اهوره مزدا . . . ( دنباله جمله مانند بند های 5 و 6 آتش. است .) 10 .[روز] آبان نیک مزدا آفریده . آب اردویسور آناهیتا ی اَشون ، همهی آبهای مزدا آفریده وهمه ی گیاهان مزداآفریده . 11. [روز] . خورشید جاودانه رایومند تیز اسب . 12 . [ روز] ماه دربردارنده تخمه ی گاو ، گاو یگانه آفریده و چارپایان گوناگون. 13 .[ روز] تیر ستاره رایوند فرّ ه مند و ستویس توانای مزداآفریده : فراز آورنده ی آب و ستارگان در بردارنده ی تخمه آب و تخمه ی زمین و تخمه ی گیاه ، ستاره ی ونند مزدا آفریده ، ستاره ی هفتورنگ مزدا آفریده ی فرّ ه مند درمان بخش . 14 .[ روز] گوش . گِوش تشن ، گوشورون ، درواسپ ، توانای مزدا آفریده ی اشون 15 . [ روز] دادار ( دی به مهر) . اهوره مزدای رایوند فرّه مند و امشاسپندان . 16 . [ روز] مهر فراخ چراگاه ، آن هزار گوش ده هزار چشم ، آن ایزد نامبردار و رام بخشنده ی چراگاه خوب . 17 .[ روز] سروش پارسای دلیر « تن - منثره » ی سخت رزم افزار اهورایی . 18 .[ روز] رشن راست ترین و ارشتاد گیتی افزای و جهان پرور و گفتار راست گیتی افزای . 19 . [ روز] فروردین . فروشی های نیروند پیروز اَشونان . 20 . [ روز] بهرام اهوره آفریده ، ام ی نیک آفریده ی برزمند و اوپرتات پیروز . 21 . [ روز] رام بخشنده چراگاه خوب ، اندروای زبردست ، دیدبان دیگر آفریدگان . آنچه را ازتو - ای اندر وای اَشون - که از آن سپند مینوست . ثواش جاودانه ، زروان بی کرانه و زمانه ی جاودانی . 22 .[ روز] باد نیک کنش زیرین ، زبرین ،پیشین و پسین . دلیری مردانه . 23 . [ روز] دادار ( دی به دین ) . اهوره مزدای رایوند فرّ ه مند و امشاسپندان . 24 . [ روز] دین نیک مزدا پرستی . چیستای راست ترین مزدا آفریده اشون . 25 . [ روز] ارد نیک ، چیستی نیک ، ارث ی نیک رسستات نیک ، فرّ و پاداش مزدا آفریده ، پارندی سبک گردونه ، فرّ ایرانی مزدا آفریده ، فرّ کیانی مزدا آفریده ، فرّ نا گرفتنی مزدا آفریده و فرّ مزدا آفریده ی زرتشت . 26 .[ روز] اشتاد گیتی افزای و کوه اوشیدرن مزدا آفریده ی بخشنده ی آسایش اَشه . 27 . [ روز] اسمان بلند توانا . بهترین سرای بهشت اشونان ، بخشنده روشنی سراسر خوشی . 28 .[ روز] زامیاد ایزد نیک کنش ، این جاها ، این روستاها ، کوه اوشیدرن مزدا آفریده ی بخشنده ی آسایش اشه ، همه ی کوهها ی بخشنده آسایش اشه مزدا آفریده ، فرّ کیانی مزدا آفریده و فرّ نا گرفتنی مزدا آفریده . 29 . [ روز] ماراسپند ( منثره ی سپنت) اشون کارآمد ، داد دیو ستیز ، داد زرتشتی ، روش دیرین ، دین نیک مزدا پرستی ، باور داشتن به منثره ، هوش دریافت دین مزدا پرستی ، آگاهی از منثره ، دانش سرشتی مزدا آفریده و دانش آموزشی مزدا داده . 30 . [ روز] انیران جاودانی ، گرزمان روشن ، همستکان جاودانی ، چینود پل مزدا آفریده ، رد بزرگوارنپات اپام ، آب مزدا آفریده ، هوم اشون سرشت ، دهمان آفرین نیک ، دامویش اوپمن چیره دست ، همه ی ایزدان اشون مینوی و جهانی ، فروشی های نیروند پیروز اشونان ، فروشی های نخستین آموزگاران کیش ف فروشی های نیا کان و ایزدان نامبردار. صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۸ - گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بود
گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بود صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۴ - جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندد
جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۱۲ - فرداست اینکه زمره شاهنشهان کشند
فرداست اینکه زمره شاهنشهان کشند حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۵۰ - آن قدر کرد تپیدن که به آرام رساند
آن قدر کرد تپیدن که به آرام رساند محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۹۲ - شیخ عمر شوکانی گفت کی خواجه محمد پدر امام اجل مالکان شوکانی در حال جوانی قبا و کلاه داشتی. روزی شیخ ابوسعید نشسته بود، او پیش شیخ برگذشت. شیخ گفت آن ج
شیخ عمر شوکانی گفت کی خواجه محمد پدر امام اجل مالکان شوکانی در حال جوانی قبا و کلاه داشتی. روزی شیخ ابوسعید نشسته بود، او پیش شیخ برگذشت. شیخ گفت آن جوان در میان آن قبای عاریه است. این خبر با او رسانیدند او گفت چنانست کی شیخ فرموده است و دیر است تا مرا این معنی اندرون میرنجاند. بسی بر نیامده بود کی توبه کرد و سرایی بزرگ خانقاه کرده و مالی بسیار در راه این طایفه و شیخ صرف کرد و چهل مرد صوفی در خانقاه خویش بنشاند در شوکان و گنبد خانۀ عالی و منارۀ کی در شوکان هست هر دو از مال خویش کرد.. عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۲۸ - آن مرغ که بود از می معنی مست
آن مرغ که بود از می معنی مست
شماره ۴۶ - از عشق تو روی بر زمینم بنشین
از عشق تو روی بر زمینم بنشین صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۰۱ - ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران
ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۱۶ - ای تو را آروزی نعمت و ناز
ای تو را آروزی نعمت و ناز وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۳۵ - مگر شد سینهام شب وادی طور
مگر شد سینهام شب وادی طور صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۵۰۵ - غم بیحاصلی خویش نخوردی یک بار
غم بیحاصلی خویش نخوردی یک بار سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۳۰ - ملتقچی
چون فتیله شوخ ملتقچی ز حرفم سرنتافت عطار نیشابوری : باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد
شماره ۳۶ - زین شیوه که اکنون گل تر میخیزد
زین شیوه که اکنون گل تر میخیزد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۵ - ما صاف دلیم و کار دشمن دغلیست
ما صاف دلیم و کار دشمن دغلیست قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۲۰ - سخن از بوسهٔ آن لعل لب نوش افتاد
سخن از بوسهٔ آن لعل لب نوش افتاد خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه
دل روی مراد از آن ندیده است حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۲ - دلا اگر نفسی می زنی به صدق و صفا
دلا اگر نفسی می زنی به صدق و صفا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۹۲ - به توحید خدا همچون الف گویاست تنهایی
به توحید خدا همچون الف گویاست تنهایی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۴۹ - فروغ روی تو برقی به خرمن گل ریخت
فروغ روی تو برقی به خرمن گل ریخت زرتشت : خرده اوستا
سی روزه ی کوچک
1 . [روز] هرمزد رایومند فرّ ه مند و امشاسپندان 2 . [ روز ] بهمن ، آشتی پیروز که دیدبان دیگر آفریدگان است . دانش سرشتی مزدا آفریده . دانش آموزشی مزدا داده . 3 . [ رو ز] اردیبهشت ، زیباترین امشاسپندان ، نماز ایریمن ایشیه ی توانای مزدا آفرید ه و سو ک ی نیک فراخ دیدگاه مزدا آفریده ی اشون . 4 . [ رو ز] شهریور ، فلز گداخته وآموزشی که درویشان را پناه بخشد . 5 . [ روز] سپندارمذ نیک . راتای نیک فراخ دیدگاه مزدا آفریده ی اشون . 6 . [ روز] خرداد رد . یاریه هوشیتی ، ایزدان سال و روان ردان اَشه . 7 . [ روز] آمرداد رد . گله های پرواری ، خرمن سود بخش ، گو کرن ی زور مند مزدا آفریده . [هاونگاه ] مهر فراخ چراگاه و رام بخشنده ی چراگاه خوب [ رپیثوینگاه ] اردیبهشت و آذر اهوره مزدا . [ ازیرینگاه ] رد بزرگوار نپات اپام وآب مزدا آفریده . [ اویسرو ثریمگاه ] فروشی های اشونان و زنان و گروه فرزندانشان . یایریه هوشیتی و ام ی نیک آفریده ی برزمند و بهرام اهوره افریده و اوپرتات پیروز . [اشهینگاه ] سروش پارسای پاداش بخش پیروز گیتی افزای و رشن راست ترین وارشتاد گیتی افزای . 8 . [روز ] دادار ( دی به آذر) . اهوره مزدای رایومند فرّ ه مند و امشاسپندان . 9 . [ روز ] آذر اهوره مزدا . فرّ و پاداش مزدا آفریده ، فرّ ایرانی مزدا آفریده ، فرّ کیانی مزدا آفریده و آذر اهوره مزدا . . . ( دنباله جمله مانند بند های 5 و 6 آتش. است .) 10 .[روز] آبان نیک مزدا آفریده . آب اردویسور آناهیتا ی اَشون ، همهی آبهای مزدا آفریده وهمه ی گیاهان مزداآفریده . 11. [روز] . خورشید جاودانه رایومند تیز اسب . 12 . [ روز] ماه دربردارنده تخمه ی گاو ، گاو یگانه آفریده و چارپایان گوناگون. 13 .[ روز] تیر ستاره رایوند فرّ ه مند و ستویس توانای مزداآفریده : فراز آورنده ی آب و ستارگان در بردارنده ی تخمه آب و تخمه ی زمین و تخمه ی گیاه ، ستاره ی ونند مزدا آفریده ، ستاره ی هفتورنگ مزدا آفریده ی فرّ ه مند درمان بخش . 14 .[ روز] گوش . گِوش تشن ، گوشورون ، درواسپ ، توانای مزدا آفریده ی اشون 15 . [ روز] دادار ( دی به مهر) . اهوره مزدای رایوند فرّه مند و امشاسپندان . 16 . [ روز] مهر فراخ چراگاه ، آن هزار گوش ده هزار چشم ، آن ایزد نامبردار و رام بخشنده ی چراگاه خوب . 17 .[ روز] سروش پارسای دلیر « تن - منثره » ی سخت رزم افزار اهورایی . 18 .[ روز] رشن راست ترین و ارشتاد گیتی افزای و جهان پرور و گفتار راست گیتی افزای . 19 . [ روز] فروردین . فروشی های نیروند پیروز اَشونان . 20 . [ روز] بهرام اهوره آفریده ، ام ی نیک آفریده ی برزمند و اوپرتات پیروز . 21 . [ روز] رام بخشنده چراگاه خوب ، اندروای زبردست ، دیدبان دیگر آفریدگان . آنچه را ازتو - ای اندر وای اَشون - که از آن سپند مینوست . ثواش جاودانه ، زروان بی کرانه و زمانه ی جاودانی . 22 .[ روز] باد نیک کنش زیرین ، زبرین ،پیشین و پسین . دلیری مردانه . 23 . [ روز] دادار ( دی به دین ) . اهوره مزدای رایوند فرّ ه مند و امشاسپندان . 24 . [ روز] دین نیک مزدا پرستی . چیستای راست ترین مزدا آفریده اشون . 25 . [ روز] ارد نیک ، چیستی نیک ، ارث ی نیک رسستات نیک ، فرّ و پاداش مزدا آفریده ، پارندی سبک گردونه ، فرّ ایرانی مزدا آفریده ، فرّ کیانی مزدا آفریده ، فرّ نا گرفتنی مزدا آفریده و فرّ مزدا آفریده ی زرتشت . 26 .[ روز] اشتاد گیتی افزای و کوه اوشیدرن مزدا آفریده ی بخشنده ی آسایش اَشه . 27 . [ روز] اسمان بلند توانا . بهترین سرای بهشت اشونان ، بخشنده روشنی سراسر خوشی . 28 .[ روز] زامیاد ایزد نیک کنش ، این جاها ، این روستاها ، کوه اوشیدرن مزدا آفریده ی بخشنده ی آسایش اشه ، همه ی کوهها ی بخشنده آسایش اشه مزدا آفریده ، فرّ کیانی مزدا آفریده و فرّ نا گرفتنی مزدا آفریده . 29 . [ روز] ماراسپند ( منثره ی سپنت) اشون کارآمد ، داد دیو ستیز ، داد زرتشتی ، روش دیرین ، دین نیک مزدا پرستی ، باور داشتن به منثره ، هوش دریافت دین مزدا پرستی ، آگاهی از منثره ، دانش سرشتی مزدا آفریده و دانش آموزشی مزدا داده . 30 . [ روز] انیران جاودانی ، گرزمان روشن ، همستکان جاودانی ، چینود پل مزدا آفریده ، رد بزرگوارنپات اپام ، آب مزدا آفریده ، هوم اشون سرشت ، دهمان آفرین نیک ، دامویش اوپمن چیره دست ، همه ی ایزدان اشون مینوی و جهانی ، فروشی های نیروند پیروز اشونان ، فروشی های نخستین آموزگاران کیش ف فروشی های نیا کان و ایزدان نامبردار. صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۸ - گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بود
گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بود صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۴ - جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندد
جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۱۲ - فرداست اینکه زمره شاهنشهان کشند
فرداست اینکه زمره شاهنشهان کشند حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۵۰ - آن قدر کرد تپیدن که به آرام رساند
آن قدر کرد تپیدن که به آرام رساند محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۹۲ - شیخ عمر شوکانی گفت کی خواجه محمد پدر امام اجل مالکان شوکانی در حال جوانی قبا و کلاه داشتی. روزی شیخ ابوسعید نشسته بود، او پیش شیخ برگذشت. شیخ گفت آن ج
شیخ عمر شوکانی گفت کی خواجه محمد پدر امام اجل مالکان شوکانی در حال جوانی قبا و کلاه داشتی. روزی شیخ ابوسعید نشسته بود، او پیش شیخ برگذشت. شیخ گفت آن جوان در میان آن قبای عاریه است. این خبر با او رسانیدند او گفت چنانست کی شیخ فرموده است و دیر است تا مرا این معنی اندرون میرنجاند. بسی بر نیامده بود کی توبه کرد و سرایی بزرگ خانقاه کرده و مالی بسیار در راه این طایفه و شیخ صرف کرد و چهل مرد صوفی در خانقاه خویش بنشاند در شوکان و گنبد خانۀ عالی و منارۀ کی در شوکان هست هر دو از مال خویش کرد.. عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۲۸ - آن مرغ که بود از می معنی مست
آن مرغ که بود از می معنی مست