شیخ عمر شوکانی نقل میکند که خواجه محمد، پدر امام مالکان شوکانی، در جوانی قبا و کلاه میپوشید. روزی شیخ ابوسعید او را دید و گفت که او در میان آن قبای عاریه است. وقتی این سخن به خواجه محمد رسید، تأیید کرد و گفت این موضوع مدتی است او را میرنجاند. پس از مدتی، او توبه کرد و خانقاهی بزرگ ساخت و اموال زیادی را در راه صوفیان و شیخ صرف کرد. همچنین چهل صوفی را در خانقاهش جای داد و بناهای بزرگی مانند گنبد و مناره در شوکان از مال خود ساخت.
متن دارای مفاهیم عرفانی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوع توبه و تغییر رویه زندگی نیازمند سطحی از بلوغ فکری است که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
حکایت ۹۲ - شیخ عمر شوکانی گفت کی خواجه محمد پدر امام اجل مالکان شوکانی در حال جوانی قبا و کلاه داشتی. روزی شیخ ابوسعید نشسته بود، او پیش شیخ برگذشت. شیخ گفت آن ج
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.