خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، تلاش، ناامیدی و آرامش میپردازد. شاعر از تپیدن و تلاش برای رسیدن به آرامش سخن میگوید و از فیض پرواز و نسیم گلزار یاد میکند که گاه ناکامیها را به همراه دارد. همچنین، از عشق و تأثیر آن بر جان و وجود سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۵۰ - آن قدر کرد تپیدن که به آرام رساند
آن قدر کرد تپیدن که به آرام رساند
فیض پرواز همین بود که تا دام رساند ۱
خجل از فیض نسیمم که ز گلزار جهان
بوی یاسی به دماغ دل ناکام رساند ۲
از تب عشق، به جان منت ساقی دارم
که ز تبخاله لبم را به لب جام رساند ۳
فیض پرواز همین بود که تا دام رساند ۱
خجل از فیض نسیمم که ز گلزار جهان
بوی یاسی به دماغ دل ناکام رساند ۲
از تب عشق، به جان منت ساقی دارم
که ز تبخاله لبم را به لب جام رساند ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - قاصد سخنی از لب یارم نرسانید
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - آتشی گرمتر از آتش محرومی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.