خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عدم رسیدن پیام و شراب به یارش شکایت دارد و بیان میکند که دلش در حیرانی مانده و امیدش برآورده نشده است. این متن احساس ناامیدی و دوری از معشوق را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و اشاره به شراب (به عنوان نماد) است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد.
شماره ۱۴۹ - قاصد سخنی از لب یارم نرسانید
قاصد سخنی از لب یارم نرسانید
ته جرعه شرابی، به خمارم نرسانید ۱
دل داشت به حیرانی، ازبن بیشتر امّید
آواره ز خود کرد و به یارم نرسانید ۲
ته جرعه شرابی، به خمارم نرسانید ۱
دل داشت به حیرانی، ازبن بیشتر امّید
آواره ز خود کرد و به یارم نرسانید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - نقاب آنجا که از رخسارهٔ جانانه برخیزد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - آن قدر کرد تپیدن که به آرام رساند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.