حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۰۴ - پیر خرابات به من گفت دوش
پیر خرابات به من گفت دوش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۴۲ - خطی کان رخ تازه می آورد
خطی کان رخ تازه می آورد عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۳۵۴ - هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۱۸ - تند خویی مرد را بیقدر در عالم کند
تند خویی مرد را بیقدر در عالم کند اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۳۸ - الخوف
دستی نه که از دل گرهی برگیرد ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۲۶ - در کار کس ار قرار می باید هست
در کار کس ار قرار می باید هست ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۵ - در مدح خواجه منصور بن سعید بن احمد بن حسن میمندی صاحب دیوان عرض
امروز نشاطی است فره فضل و کرم را ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۵ - خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مرا
خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مرا نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۷ - شه نور جهان و سایه ی حق باشد
شه نور جهان و سایه ی حق باشد کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۸۵ - سیر آمدم از غم دمادم خوردن
سیر آمدم از غم دمادم خوردن سعدی : رباعیات
رباعی ۱۳۶ - هر روز به شیوهای و لطفی دگری
هر روز به شیوهای و لطفی دگری امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۸۸ - شحنه غم دواسپه می آید
شحنه غم دواسپه می آید عطار نیشابوری : بخش سی و یکم
الحكایة و التمثیل
علتی محمود را گشت آشکار سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۶۱ - با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشت
با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشت ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - محبت خدا بالاترین محبت ها
مذکور شد که این محبتی که از جمله صفات حسنه و اوصاف پسندیده است چیزی است که محبت به آن شرعا ممدوح و مستحسن باشد و آن محبتی است که ما در این مقام گفتگو از آن می کنیم و آن محبت به خداست و آنچه به او منسوب است. نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۵۱ - دل حریم حضور جانانست
دل حریم حضور جانانست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۵۵ - هر که آگه ز دل سوخته من باشد
هر که آگه ز دل سوخته من باشد مولانا خالد نقشبندی : غزلیات
غزل ۳۷ - خدایا جز تو ما را نیست حافظ
خدایا جز تو ما را نیست حافظ جامی : سلسلةالذهب
بخش ۷ - در مذمت شعرای روزگار
«شعر در نفس خویشتن بد نیست» نهج البلاغه : نامه ها
نامه به شریح قاضی
و من كتاب له عليهالسلام لشريح بن الحارث قاضيه وَ رُوِيَ أَنَّ شُرَيْحَ بْنَ اَلْحَارِثِ قَاضِيَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عليهالسلام
شماره ۷۰۴ - پیر خرابات به من گفت دوش
پیر خرابات به من گفت دوش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۴۲ - خطی کان رخ تازه می آورد
خطی کان رخ تازه می آورد عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۳۵۴ - هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۱۸ - تند خویی مرد را بیقدر در عالم کند
تند خویی مرد را بیقدر در عالم کند اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۳۸ - الخوف
دستی نه که از دل گرهی برگیرد ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۲۶ - در کار کس ار قرار می باید هست
در کار کس ار قرار می باید هست ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۵ - در مدح خواجه منصور بن سعید بن احمد بن حسن میمندی صاحب دیوان عرض
امروز نشاطی است فره فضل و کرم را ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۵ - خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مرا
خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مرا نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۷ - شه نور جهان و سایه ی حق باشد
شه نور جهان و سایه ی حق باشد کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۸۵ - سیر آمدم از غم دمادم خوردن
سیر آمدم از غم دمادم خوردن سعدی : رباعیات
رباعی ۱۳۶ - هر روز به شیوهای و لطفی دگری
هر روز به شیوهای و لطفی دگری امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۸۸ - شحنه غم دواسپه می آید
شحنه غم دواسپه می آید عطار نیشابوری : بخش سی و یکم
الحكایة و التمثیل
علتی محمود را گشت آشکار سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۶۱ - با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشت
با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشت ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - محبت خدا بالاترین محبت ها
مذکور شد که این محبتی که از جمله صفات حسنه و اوصاف پسندیده است چیزی است که محبت به آن شرعا ممدوح و مستحسن باشد و آن محبتی است که ما در این مقام گفتگو از آن می کنیم و آن محبت به خداست و آنچه به او منسوب است. نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۵۱ - دل حریم حضور جانانست
دل حریم حضور جانانست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۵۵ - هر که آگه ز دل سوخته من باشد
هر که آگه ز دل سوخته من باشد مولانا خالد نقشبندی : غزلیات
غزل ۳۷ - خدایا جز تو ما را نیست حافظ
خدایا جز تو ما را نیست حافظ جامی : سلسلةالذهب
بخش ۷ - در مذمت شعرای روزگار
«شعر در نفس خویشتن بد نیست» نهج البلاغه : نامه ها
نامه به شریح قاضی
و من كتاب له عليهالسلام لشريح بن الحارث قاضيه وَ رُوِيَ أَنَّ شُرَيْحَ بْنَ اَلْحَارِثِ قَاضِيَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عليهالسلام