وحشی بافقی : مثنویات
سرآغاز
گلهای دارم از تو و گلهای جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۸۲۰ - نگار چابک مه روی مهوش
نگار چابک مه روی مهوش کمالالدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۱۸۸ - و قال ایضآ یمدحه
ای زیاد دهنت در لب جان شیرینی عطار نیشابوری : باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق
شماره ۸ - دردی که ز تو به حاصلم میآید
دردی که ز تو به حاصلم میآید اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۲۱ - خوبان که همچو شمع ز نور آفریده اند
خوبان که همچو شمع ز نور آفریده اند جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۳ - گفتار در فضایل سخن و سخنوری
سخن ز آسمانها فرود آمدهست قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳ - با روی تو دی ماه بهار است مرا
با روی تو دی ماه بهار است مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹ - گذشت آرزو از حد بپای بوس تو ما را
گذشت آرزو از حد بپای بوس تو ما را شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۶ - زمین جسم است و جانت آسمان است
زمین جسم است و جانت آسمان است مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۹ - آمد بهار جانها، ای شاخ تر به رقص آ
آمد بهارِ جانها، ای شاخِ تَر به رَقص آ خیام : رباعیات
رباعی ۱۳۷ - ای دیده اگر کور نئی گور ببین
ای دیده اگر کور نئی گور ببین ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۵۱ - پیام به انگلستان
یکره از ری سوی لندن گذر ای پیک شمال هلالی جغتایی : هلالی جغتایی
مخمس بر غزل سعدی
ای گل، همه وقت این گل رخسار نماند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۷۵ - عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۱ - جانی دارم عاشق و شوریده و مست
جانی دارم عاشق و شوریده و مست آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۴۶ - یک روز شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در خانقاه خویش نشسته بود سید اجل نشابور به سلام شیخ آمده بود و در پهلوی شیخ نشسته بود. شیخ بوالعباس شقانی درآم
یک روز شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در خانقاه خویش نشسته بود سید اجل نشابور به سلام شیخ آمده بود و در پهلوی شیخ نشسته بود. شیخ بوالعباس شقانی درآمد،شیخ او را زبر دست سیداجل بنشاند. سید از آن بشکست، پس شیخ روی بوی کرد و گفت ای سید شما را کی دوست دارند برای مصطفی دوست دارند و اینان را کی دوست دارند برای خدای دوست دارند. سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۲ - چو روی تو گل رنگین ندیدم
چو روی تو گل رنگین ندیدم پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
نغمهٔ خوشهچین
از درد پای، پیرزنی ناله کرد زار سعیدا : رباعیات
شماره ۴۵ - بگذر ز سوا که ماسوا چیزی نیست
بگذر ز سوا که ماسوا چیزی نیست
سرآغاز
گلهای دارم از تو و گلهای جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۸۲۰ - نگار چابک مه روی مهوش
نگار چابک مه روی مهوش کمالالدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۱۸۸ - و قال ایضآ یمدحه
ای زیاد دهنت در لب جان شیرینی عطار نیشابوری : باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق
شماره ۸ - دردی که ز تو به حاصلم میآید
دردی که ز تو به حاصلم میآید اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۲۱ - خوبان که همچو شمع ز نور آفریده اند
خوبان که همچو شمع ز نور آفریده اند جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۳ - گفتار در فضایل سخن و سخنوری
سخن ز آسمانها فرود آمدهست قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳ - با روی تو دی ماه بهار است مرا
با روی تو دی ماه بهار است مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹ - گذشت آرزو از حد بپای بوس تو ما را
گذشت آرزو از حد بپای بوس تو ما را شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۶ - زمین جسم است و جانت آسمان است
زمین جسم است و جانت آسمان است مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۹ - آمد بهار جانها، ای شاخ تر به رقص آ
آمد بهارِ جانها، ای شاخِ تَر به رَقص آ خیام : رباعیات
رباعی ۱۳۷ - ای دیده اگر کور نئی گور ببین
ای دیده اگر کور نئی گور ببین ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۵۱ - پیام به انگلستان
یکره از ری سوی لندن گذر ای پیک شمال هلالی جغتایی : هلالی جغتایی
مخمس بر غزل سعدی
ای گل، همه وقت این گل رخسار نماند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۷۵ - عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۱ - جانی دارم عاشق و شوریده و مست
جانی دارم عاشق و شوریده و مست آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۴۶ - یک روز شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در خانقاه خویش نشسته بود سید اجل نشابور به سلام شیخ آمده بود و در پهلوی شیخ نشسته بود. شیخ بوالعباس شقانی درآم
یک روز شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در خانقاه خویش نشسته بود سید اجل نشابور به سلام شیخ آمده بود و در پهلوی شیخ نشسته بود. شیخ بوالعباس شقانی درآمد،شیخ او را زبر دست سیداجل بنشاند. سید از آن بشکست، پس شیخ روی بوی کرد و گفت ای سید شما را کی دوست دارند برای مصطفی دوست دارند و اینان را کی دوست دارند برای خدای دوست دارند. سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۲ - چو روی تو گل رنگین ندیدم
چو روی تو گل رنگین ندیدم پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
نغمهٔ خوشهچین
از درد پای، پیرزنی ناله کرد زار سعیدا : رباعیات
شماره ۴۵ - بگذر ز سوا که ماسوا چیزی نیست
بگذر ز سوا که ماسوا چیزی نیست