خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد دل و رنج عاطفی خود میگوید و در پاسخ به پرسش درباره دلش، قطرهای خون را نشان میدهد و آن را دل خود مینامد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خون و رنج عاطفی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۴۴ - دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
گفتم: نبود ز هیچ دل کم، دل من! ۱
گفتا که: دل تو کو؟! فشاندم برهش
یک قطره ی خون و، گفتم: این هم دل من! ۲
گفتم: نبود ز هیچ دل کم، دل من! ۱
گفتا که: دل تو کو؟! فشاندم برهش
یک قطره ی خون و، گفتم: این هم دل من! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - ای سوخته از هزار فرسخ دل من!
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - آن کس که براز عشق شد محرم من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.