رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۴ - زش ازو پاسخ دهم اندر نهان
زش ازو پاسخ دهم اندر نهان امیر معزی : رباعیات
شماره ۸۷ - گر بر فلک از تاجوران راه کنند
گر بر فلک از تاجوران راه کنند انوری : غزلیات
غزل ۵۶ - مرا با دلبری کاری بیفتاد
مرا با دلبری کاری بیفتاد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۲ - کرد باید مر مرا و او را رون
کرد باید مر مرا و او را رون مولوی : غزلیات
غزل ۱۶۶۷ - من ز وصلت چون به هجران میروم
من زِ وَصلَت چون به هِجْران میرَوَم مجد همگر : رباعیات
شماره ۳۲۷ - سودای تو آتش دلم افزون کرد
سودای تو آتش دلم افزون کرد امیر معزی : رباعیات
شماره ۶۸ - سلطان علم عدل به هر عالم زد
سلطان علم عدل به هر عالم زد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۸ - چون که زن را دید فغ، کرد اشتلم
چون که زن را دید فغ، کرد اشتلم محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۳۸ - مختوم به مدح شاه ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام
چون کارها موافق تقدیر می شود امیر معزی : رباعیات
شماره ۶۶ - هر تیر که شاه تیر گیر اندازد
هر تیر که شاه تیر گیر اندازد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۶ - چون فراز آید بدو آغاز مرگ
چون فراز آید بدو آغاز مرگ امیر معزی : رباعیات
شماره ۶۰ - ای صدر جهان هرکه میکین تو خورد
ای صدر جهان هرکه میکین تو خورد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۳ - خشم آمدش و همان گه گفت: ویک
خشم آمدش و همان گه گفت: ویک امیر معزی : رباعیات
شماره ۵۸ - تا دولت تو به گرد گردون گردد
تا دولت تو به گرد گردون گردد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۱ - زد کلوخی بر هباک آن فزاک
زد کلوخی بر هباک آن فزاک امیر معزی : رباعیات
شماره ۵۴ - هر کار که هست جز به کام تو مباد
هر کار که هست جز به کام تو مباد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۰ - موی سر جغبوت و جامه ریمناک
موی سر جغبوت و جامه ریمناک امیر معزی : رباعیات
شماره ۴۷ - گر یابد زهره آگهی از نامت
گر یابد زهره آگهی از نامت نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۲۴ - درد و غمت که همچو هما استخوان خورند
درد و غمت که همچو هما استخوان خورند رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۸ - شیر خشم آورد و جست از جای خویش
شیر خشم آورد و جست از جای خویش
بخش ۷۴ - زش ازو پاسخ دهم اندر نهان
زش ازو پاسخ دهم اندر نهان امیر معزی : رباعیات
شماره ۸۷ - گر بر فلک از تاجوران راه کنند
گر بر فلک از تاجوران راه کنند انوری : غزلیات
غزل ۵۶ - مرا با دلبری کاری بیفتاد
مرا با دلبری کاری بیفتاد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۲ - کرد باید مر مرا و او را رون
کرد باید مر مرا و او را رون مولوی : غزلیات
غزل ۱۶۶۷ - من ز وصلت چون به هجران میروم
من زِ وَصلَت چون به هِجْران میرَوَم مجد همگر : رباعیات
شماره ۳۲۷ - سودای تو آتش دلم افزون کرد
سودای تو آتش دلم افزون کرد امیر معزی : رباعیات
شماره ۶۸ - سلطان علم عدل به هر عالم زد
سلطان علم عدل به هر عالم زد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۸ - چون که زن را دید فغ، کرد اشتلم
چون که زن را دید فغ، کرد اشتلم محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۳۸ - مختوم به مدح شاه ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام
چون کارها موافق تقدیر می شود امیر معزی : رباعیات
شماره ۶۶ - هر تیر که شاه تیر گیر اندازد
هر تیر که شاه تیر گیر اندازد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۶ - چون فراز آید بدو آغاز مرگ
چون فراز آید بدو آغاز مرگ امیر معزی : رباعیات
شماره ۶۰ - ای صدر جهان هرکه میکین تو خورد
ای صدر جهان هرکه میکین تو خورد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۳ - خشم آمدش و همان گه گفت: ویک
خشم آمدش و همان گه گفت: ویک امیر معزی : رباعیات
شماره ۵۸ - تا دولت تو به گرد گردون گردد
تا دولت تو به گرد گردون گردد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۱ - زد کلوخی بر هباک آن فزاک
زد کلوخی بر هباک آن فزاک امیر معزی : رباعیات
شماره ۵۴ - هر کار که هست جز به کام تو مباد
هر کار که هست جز به کام تو مباد رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۰ - موی سر جغبوت و جامه ریمناک
موی سر جغبوت و جامه ریمناک امیر معزی : رباعیات
شماره ۴۷ - گر یابد زهره آگهی از نامت
گر یابد زهره آگهی از نامت نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۲۴ - درد و غمت که همچو هما استخوان خورند
درد و غمت که همچو هما استخوان خورند رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۸ - شیر خشم آورد و جست از جای خویش
شیر خشم آورد و جست از جای خویش