خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود در برابر عشق و جمال معشوق سخن می‌گوید. او از شرمساری خود به دلیل ناتوانی در رسیدن به کمال و جمال معشوق می‌گوید و از ساقی درخواست می‌کند تا درد و رنج او را تسکین دهد. شاعر همچنین از مستی و شرمساری خود از این حالت سخن می‌گوید و اظهار می‌کند که در راه عشق سر خود را می‌بازد و سپس به کار خود بازمی‌گردد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیمی مانند مستی و شرمساری نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۶۲۵ - گر مردی خویشتن ببینیم

گر مردی خویشتن ببینیم
اندر پس دوکدان نشینیم ۱

دیگر نزنیم لاف مردی
وز شرم ره زنان گزینیم ۲

کاری عجب اوفتاده ما را
پیمانهٔ زهر و انگبینیم ۳

تا زهر چو انگبین نگردد
یک ذره جمال او نبینیم ۴

سر رشتهٔ دل ز دست دادیم
کین چیست که ما کنون درینیم ۵

ای ساقی درد درد در ده
کامروز ورای کفر و دینیم ۶

ما در ره یار سر ببازیم
وانگه پس کار خود نشینیم ۷

آبی در ده صبوحیان را
کز عشق به سینه آتشینیم ۸

صبح رخ او پدید آمد
ما جمله صبوحیان ازینیم ۹

ما مستانیم و همچو عطار
از مستی خویش شرمگینیم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۴ - ما چو بی‌ماییم از ما ایمنیم
گوهر بعدی:غزل ۶۲۶ - ای جان ز جهان کجات جویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.