خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر در مورد غم و اندوه ناشی از دوری از معشوق است. او از طبیعت و عناصر آن مانند مرغان گلستان، بلبل، لالهها و باد صبحدم برای توصیف این احساسات استفاده میکند. شاعر همچنین به عشق و رنجهای ناشی از آن اشاره میکند و از مفاهیمی مانند مجنون و لیلی برای بیان این احساسات بهره میبرد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۳ - بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بود
بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بود
صوت بلبل در حریم باغ بی آهنگ بود ۱
حال آن گلگشت صحرایی که من کردم مپرس
لاله ها را در بن هر سنگ خونین چنگ بود ۲
بی تو بر چشمم نمک می بیخت باد صبحدم
گرچه مروارید می سایید هر جا سنگ بود ۳
سایه مجنون می شد از راهی که من کردم گذر
کز خیالت خیل صد لیلی به هر فرسنگ بود ۴
نامه دشمن ملالت بی تو می برد از دلم
آنچه برمی چید زنگ سینه ام را زنگ بود ۵
گر نمردم از نشاط دیدنت از من مرنج
با نشاطم خصمی و با جان سختم جنگ بود ۶
پیش ازین چندین «نظیری » شورش و مستی نداشت
تا نبودی جام بی ساقی و می بی رنگ بود ۷
صوت بلبل در حریم باغ بی آهنگ بود ۱
حال آن گلگشت صحرایی که من کردم مپرس
لاله ها را در بن هر سنگ خونین چنگ بود ۲
بی تو بر چشمم نمک می بیخت باد صبحدم
گرچه مروارید می سایید هر جا سنگ بود ۳
سایه مجنون می شد از راهی که من کردم گذر
کز خیالت خیل صد لیلی به هر فرسنگ بود ۴
نامه دشمن ملالت بی تو می برد از دلم
آنچه برمی چید زنگ سینه ام را زنگ بود ۵
گر نمردم از نشاط دیدنت از من مرنج
با نشاطم خصمی و با جان سختم جنگ بود ۶
پیش ازین چندین «نظیری » شورش و مستی نداشت
تا نبودی جام بی ساقی و می بی رنگ بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - پس از نه مه جهان را دامن عیشی به چنگ افتد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.