واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۷۷ - گوشه گیران را بره درگه سلطان چه کار؟!
گوشه گیران را بره درگه سلطان چه کار؟! خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۰۹ - خیز تا باده در پیاله کنیم
خیز تا باده در پیاله کنیم فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۰۹ - مقصود دل عاشق شیدا همه او دان
مقصود دل عاشق شیدا همه او دان قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - زآتش عشق تو در هرجا که مأوا میکنم
زآتش عشق تو در هرجا که مأوا میکنم صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۷۲ - قلم ماری است کز رشوت بود افسون گیرایش
قلم ماری است کز رشوت بود افسون گیرایش نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۶۰ - انجام کتاب
صبحک الله صباح ای دبیر مولوی : دفتر دوم
بخش ۲۱ - امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود
پادشاهی دو غُلامْ اَرْزان خَرید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۸۷ - واعظ دل شده هرجا که بود بنده اوست
واعظ دل شده هرجا که بود بنده اوست عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۴۸ - ای تیرگی زلف توام دین افروز
ای تیرگی زلف توام دین افروز نظامی گنجوی : خردنامه
بخش ۳۰ - خردنامه ارسطو
چنین بود در نامهٔ رهنمای صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۹ - خجلت ز عشق پاک گهر میبریم ما
خجلت ز عشق پاک گهر میبریم ما سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
قال اَلنبّی صلّیالله عَلَیه وَ سلَم: فرغالله تعالی عَنالخلقِ والخُلق والاجلِ وَالرزقِ التمثیل فی نَحنُ قَسَمنا
هرچه آن کدخدای دکاندار امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۷۹ - خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست
خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۷۱ - جز حرف زر و سیم، دلت هیچ نگوید
جز حرف زر و سیم، دلت هیچ نگوید سعدی : در نیایش خداوند
ابوبکر بن سعد بن زنگی
مرا طبع از این نوع خواهان نبود واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۰۱ - چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی
چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی حافظ : غزلیات
غزل ۱۰۸ - خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۷۵ - با چنان وحشت ز شوق رحمت آمرزگار
با چنان وحشت ز شوق رحمت آمرزگار خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۵ - جامی است که عقل آفرین می زندش
جامی است که عقل آفرین می زندش مولوی : دفتر اول
بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را
جَمع گشتند آن زمانْ جُمله وُحوش
شماره ۳۷۷ - گوشه گیران را بره درگه سلطان چه کار؟!
گوشه گیران را بره درگه سلطان چه کار؟! خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۰۹ - خیز تا باده در پیاله کنیم
خیز تا باده در پیاله کنیم فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۰۹ - مقصود دل عاشق شیدا همه او دان
مقصود دل عاشق شیدا همه او دان قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - زآتش عشق تو در هرجا که مأوا میکنم
زآتش عشق تو در هرجا که مأوا میکنم صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۷۲ - قلم ماری است کز رشوت بود افسون گیرایش
قلم ماری است کز رشوت بود افسون گیرایش نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۶۰ - انجام کتاب
صبحک الله صباح ای دبیر مولوی : دفتر دوم
بخش ۲۱ - امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود
پادشاهی دو غُلامْ اَرْزان خَرید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۸۷ - واعظ دل شده هرجا که بود بنده اوست
واعظ دل شده هرجا که بود بنده اوست عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۴۸ - ای تیرگی زلف توام دین افروز
ای تیرگی زلف توام دین افروز نظامی گنجوی : خردنامه
بخش ۳۰ - خردنامه ارسطو
چنین بود در نامهٔ رهنمای صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۹ - خجلت ز عشق پاک گهر میبریم ما
خجلت ز عشق پاک گهر میبریم ما سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
قال اَلنبّی صلّیالله عَلَیه وَ سلَم: فرغالله تعالی عَنالخلقِ والخُلق والاجلِ وَالرزقِ التمثیل فی نَحنُ قَسَمنا
هرچه آن کدخدای دکاندار امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۷۹ - خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست
خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۷۱ - جز حرف زر و سیم، دلت هیچ نگوید
جز حرف زر و سیم، دلت هیچ نگوید سعدی : در نیایش خداوند
ابوبکر بن سعد بن زنگی
مرا طبع از این نوع خواهان نبود واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۰۱ - چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی
چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی حافظ : غزلیات
غزل ۱۰۸ - خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۷۵ - با چنان وحشت ز شوق رحمت آمرزگار
با چنان وحشت ز شوق رحمت آمرزگار خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۵ - جامی است که عقل آفرین می زندش
جامی است که عقل آفرین می زندش مولوی : دفتر اول
بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را
جَمع گشتند آن زمانْ جُمله وُحوش