خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و احساسات خود میگوید که مانند بوی عود در همه جا پخش میشود. او خود را به گل و غنچه تشبیه میکند و از تنهایی و بیکسی سخن میگوید. همچنین، از عشق بیپروا و بیپروایی در برابر معشوق صحبت میکند و در نهایت، از ناامیدی از ریاکاری برخی افراد و پناه بردن به میخانه میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند میخانه و انتقاد از ریاکاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۳۷ - زآتش عشق تو در هرجا که مأوا میکنم
زآتش عشق تو در هرجا که مأوا میکنم
همچو بوی عود خود را زود رسوا میکنم ۱
کمفضایی بین که مثل غنچه در گلزار دهر
همچو گل میپاشم از هم گر دلی وا میکنم ۲
بیکسم چندانکه جسم خویش میکاهم چو نی
همدمی تا از برای خویش پیدا میکنم ۳
سربهزیرم از حیای او نه از وهم رقیب
کافر عشقم اگر از شاه پروا میکنم ۴
میدهم دل تا بگیرم زلف در بازار حسن
مصحفی آورده با زنّار سودا میکنم ۵
گرچه هستم از تهیدستان ولی همچون حباب
خویش را از یک نفس واصل به دریا میکنم ۶
چون ز شیخان ریایی مطلبی حاصل نشد
بعد از این قصاب در میخانه مأوا میکنم ۷
همچو بوی عود خود را زود رسوا میکنم ۱
کمفضایی بین که مثل غنچه در گلزار دهر
همچو گل میپاشم از هم گر دلی وا میکنم ۲
بیکسم چندانکه جسم خویش میکاهم چو نی
همدمی تا از برای خویش پیدا میکنم ۳
سربهزیرم از حیای او نه از وهم رقیب
کافر عشقم اگر از شاه پروا میکنم ۴
میدهم دل تا بگیرم زلف در بازار حسن
مصحفی آورده با زنّار سودا میکنم ۵
گرچه هستم از تهیدستان ولی همچون حباب
خویش را از یک نفس واصل به دریا میکنم ۶
چون ز شیخان ریایی مطلبی حاصل نشد
بعد از این قصاب در میخانه مأوا میکنم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - چگونه پیش تو آیم فسانهای که ندارم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - ای خوش آن روز که از خواب گران برخیزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.