حافظ : غزلیات
غزل ۱۴۶ - صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد
صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد
سعدی : در نیایش خداوند
فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام
کریم السجایا جمیل الشیم
عطار نیشابوری : بخش یازدهم
(۱) حکایت آن مرد که در بادیه تجرید می‬کرد
بزرگی بود از اصحاب توحید
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۸۱ - چو خیزی از سر شهرت سریر سلطانی است
چو خیزی از سر شهرت سریر سلطانی است
فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۱۵ - چنین گفت با رستم اسفندیار
چنین گفت با رستم اسفندیار
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۹۲ - چکنم دلی را که ترا نباشد
چکنم دلی را که ترا نباشد
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۷۸ - گر نپرسد حالم آن نامهربان غمخوار وار
گر نپرسد حالم آن نامهربان غمخوار وار
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۲۰ - غنچه سالی خون خورد، تا چهره یی گلگون کند
غنچه سالی خون خورد، تا چهره یی گلگون کند
عطار نیشابوری : باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست
شماره ۹ - چون رفتنِ بیقیاس داری در پی
چون رفتنِ بیقیاس داری در پی
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۰۳ - خاطر بلهوس او چه وفا خواهد داشت
خاطر بلهوس او چه وفا خواهد داشت
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۴۶ - ماند ز تاب و تب بدل زار من چراغ
ماند ز تاب و تب بدل زار من چراغ
حافظ : غزلیات
غزل ۱۶۹ - یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۰۲ - از حال میزند دم، صوفی بهرزه نالی
از حال میزند دم، صوفی بهرزه نالی
رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف‏
۱۸ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ خداى را است نامهاى نیکو فَادْعُوهُ بِها خوانید او را بآن وَ ذَرُوا الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمائِهِ و گذارید ایشان را که کژ میروند در نامهاى او سَیُجْزَوْنَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ (۱۸۰) آرى پاداش دهند ایشان را بسزاى آنچه میکردند.
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۸۱ - گره از زلف خویش وا کردی
گره از زلف خویش وا کردی
مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۴۲ - ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن
ای سنگْ دل تو جان را دریایِ پُرگُهر کُن
نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند
دهقان فصیح پارسی زاد
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۱۷ - بدو داد پس شاه بهزاد را
بدو داد پس شاه بهزاد را
مولوی : دفتر اول
بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود
جَهدِ پیغامبر به فَتحِ مکّه هم
سعدی : باب نهم در توبه و راه صواب
حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت
فرو رفت جم را یکی نازنین